دشمن خويشتن شده‌ايم
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:


وزيربهداشت، درمان و آموزش پزشکي خبرتلخي داشت براي مادرهفته سلامت وآنهم پايين آمدن سن سکته از 65 به 60 سال و فرو کاسته شدن سلامتي انسان بود که دليل اين امر هم تغذيه نادرست وعدم تحرک است. به ديگر عبارت، عدم تناسب« سوخت» و « ساز» در بدن، همچنانکه فقدان تناسب در سوخت دستگاه ياخودرويي مانع «‌ساخت» دلخواه «و کنش گري» مثبت دستگاه مي‌شود. در بدن نيز، اين عدم هماهنگي مشکل‌ساز مي‌شود. «‌مشکلاتي» که گاه به اندازه زمان «شکلات»‌خوردن هم « شيرين‌کامي» را از ما دريغ مي‌کند، باخودمان راحت باشيم. روي آينه را هم برگردانيم تا از خودمان خجالت نکشيم. اما... اما آيا به راستي ما به فکر سلامت خود هستيم؟ هيچ کس به اندازه خود ما، با ما دشمني مي‌کند؟ وقتي سوخت با ساز همراه نباشد. « سوخت» نه « ساختن»که فقط و فقط « سوختن» را در پي دارد که از خاکستر آن هم جز افسوس برنخيزد،
و افسوس که ما نه« سلام»‌را « جدي» مي‌گيريم و نه «سلامت»‌را. نه به سلامت « روان» اهميت مي‌دهيم نه براي سالم ماندن «‌تن» همت مي‌کنيم. بنده خدايي، چندي پيش آمده بود و با قلم بر کاغذ،رقم‌هايي مي‌نوشت و بالا و پايين مي‌کرد و سرانجام به حرف آمد که ما چه مقدار بيمار داريم و چه تعداد بيماري و چه ميزان هزينه دارو و درمانمان مي‌شود و چه بيماري‌ها که هرگز جاي خود را به سلامت نمي‌دهند و مالک روح و تن مي‌شوند و از اين طريق به منابع انساني که مهمترين سرمايه‌هاي هر کشورهستند هجوم مي‌برد و بدين‌گونه به کشور اعلام جنگ مي‌کند.
او خطر اين دشمن را از هر دشمني بالاتر مي‌دانست. و راست مي‌گفت: هم. اين دشمن از هر دشمني خطرناکتر است، چه درون ماست و همه نقاط و پايگاههاي «‌راهبردي» ما را مي‌شناسد و هدف مي‌گيرد. بله اين دشمن، خود ما هستيم که با تغذيه ناسالم و عدم تحرک، فرصت پويايي را از خود دريغ مي‌کنيم.
حال آنکه درکنار اصلاح روش تغذيه مي‌بايست «‌به ورزش، تن خود به نيرو کنيم» و از اين راه بر نيروي کشور هم بيفزاييم. بارها از زبان اهل نظر شنيده‌ام که اگر ما بتوانيم ورزش را همگاني و حتي اجباري کنيم، خواهيم توانست بر خود غلبه کنيم و بر خود و نفس خود که امير شديم، اميري دنيا هم برايمان ممکن خواهد شد. آنها معتقد بودند اگر با فرهنگ‌سازي دراين زمينه، چشم‌هارا بازکنيم و با تدبير و برنامه‌ريزي، فرصت‌هايي هرچند اندک را ولو در زمان کار براي ورزش درنظر بگيريم و به جد از هم بخواهيم در ورزش همراه هم باشيم، بسياري از بيماري‌ها خواهند گريخت و پيامد مثبت ديگران نيز، همگرايي بيشتر، مهرباني افزونتر، ظرفيت توسعه يافته‌تر براي پيشرفت و سلامت نهادينه‌تر و صدها سوغات خوب ديگر خواهد بود و اين در جاي خود يکي از زيباترين جلوه‌هاي امر به معروف خواهد بود. ومگرنه اينکه فرموده‌اند « عقل سالم دربدن سالم است» و مگر نه اينکه صداي بيداربخش امام علي (ع) در دعاي کميل براي هميشه در باور وروح و روان و جان ما طنين‌انداز است که «‌قوعلي خدمتک جوارحي» پس چه معروفي بالاتراز همخواني به سالم‌سازي تن براي پايتختي عقل و به فعليت رسيدن معرفت و قوي‌سازي آحاد جامعه براي خدمت به خدا و خلق خدا؟
بياييم وهفته سلامت را «‌بهانه‌اي» کنيم براي دست يافتن به سلامت و « بهاي» آن را هم بپردازيم و باورداشته باشيم با «‌غني‌سازي روحي»، معنوي و جسماني خود مي‌توانيم به عزت و اقتدار و افتخار هم در حوزه فردي، هم اجتماعي و هم بين‌المللي دست يابيم.
مردم بيمار، جامعه بيمار مي‌سازند و جامعه بيمار و کشور بيمار هرگز درحساب نمي‌آيد. اين را جدي بگيريم که براي کارهاي بزرگ فردا، به مردان و زنان توانمند و بزرگ امروز نياز داريم.