صيد و صياد
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

 
وقتي خبر شهادت صياد شيرازي، اميروالامقام ‌و «شهادت باور» ايران زمين را شنيدم، هماندم گفتم و نوشتم و داستان خرگوشي را به ياد آوردم که چون خورشيد رامانع خواب خود مي‌ديد، يک روز، کمان بر دوش کشيد و به بالاترين قله رفت تاخورشيد را به تيرخود بکشد اما... همه هر روز شاهد طلوع خورشيديم اما از خرگوش جز داستاني تامل برانگيز نمانده است واين از آن رو گفتم که تيرانداختن به « صياد شيرازي» را تير انداختن خرگوش به خورشيد مي‌دانستم و مي‌دانم هنوز چه تا ايران، ايران است، نام صياد دراوج افتخار تلاوت خواهد شد. و ايران، اين خاک غيرتمند صياد « شيرشکار» خود راجز به سربلندي نام نخواهد برد که او نيز جز سربلندي ايران اسلام در سر هوايي نداشت.
کردستان، آذربايجان غربي، شمال غرب، جنوب و ...تمام پهنه يک هزار و سيصد کيلومتري جبهه گواه اين حقيقت است. نسبت صياد به خصم، شکاري جوانمردانه بود که او زخمي از پاي افتاده را تير نمي‌زد و به اسير، جز به مهر نگاه نمي‌کرد. اما او به ديگر قرائت هم « صياد» بود صيادي با هزار در هزار صيد از جنس قلب که همواره با خود داشت و تجسم آن سفر کرده‌اي بود که صد قافله دل همراه او بود وهزار درهزار «‌دست دعا» براي سلامتي‌اش روز و شب به اوج آسمان پرواز مي‌کرد. اويي که مردم مسلمان و غيرتمند کردستان او را چونان فرزند دوست مي‌داشتند و او نيز نمي‌توانست، غباري را ببيند که عارض چهره کردستان عزيز مي‌شود. او کرمانشاه رادوست داشت و کرمانشاه هم او را مي‌ستود. جبهه‌هاي جنوبي جنگ و خوزستان نيز او را فرزند خود مي‌دانست و او نيز همه ميهن را مام خويش مي‌خواند و با همه وجود بدان معتقد بود. روزي هم که آخرين قرائت از عشق در وجود او روايت شد، به يک باره، « صياد»، خود «‌صيد» شد، نه صيد تروريست‌ها که آنان حقيرتر از آنند که «‌نام» پليدشان حتي به لعنت در « ياد» آيد.
او صيد عشق شد. آنجا که در حديث قدسي، خداوند وعده مي‌دهد که معشوق‌هايش را خونين جامه و گلگون‌رو مي‌خواهد و صياد نيز عشق خدا بود، چنانکه همه شهيدان و شاخصه ديگر صياد، چهره ملي او بود که روز شهادت به‌سان پرچمي پرافتخار، همه از نوجوان نورسته حزب الهي تا پير از پا افتاده ملي مي‌کوشيدند، شانه به زير اين پرچم بدهند تا بدرقه او، فرشته‌ها را هم خيره کند و چنين هم شد، ملت، امير سرافراز و سردار ملي خود را، شکوهمندانه بدرقه کرد...