دست نوشته يک زنداني
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

 «کلمه گره زديم» اين تيتر اولين يادداشتي بود که به اين قلم در 14 فروردين در صفحه ايران درج شد. پس از آن بزرگواراني از سر لطف سخناني بر زبان آوردند که شايسته آنها و اهل قلم دردمند اين ديار است. دراين ميان نامه‌اي غريبانه از گوشه يک زندان به دستم رسيد که دريغم آمد، شما آن را نخوانيد او خطاب به نگارنده عطف به آن يادداشت نوشته بود آقاي بني‌اسدي، نوشته بوديد اهل قلم خواهند کوشيد، پرتلاش‌تر از گذشته براي اطلاع‌رساني صادقانه از جاي‌جاي ايران عزيز بنويسند. حال سوءالم به عنوان يک زنداني در زندان... اين است که مگر اينجا ايران نيست چرا به اينجا نمي‌آييد. تا دستمال، دستمال درد پيشکش کنيم راستي چرا نمي‌آييد؟
منتقد گرامي، عنواني که شما براي يادداشت برگزيديد غگره زديمف نشانگر اين است که واقعا قلب خود را و قلم توانمند خود را با قلب کساني که همچون شما درد جامعه، درد بيداد، درد سکوت، درد فريادهاي خاموش و... دارند پيوند زده‌ايد. من هم مي‌خواهم صدايم را به قلم شما پيوند بزنم، اجازه مي‌دهيد که؟ به هرحال من هم شهروند همين ديارم و همه در «دين» با شما «برادر» و هم در «انسانيت» با شما «برابر» آنگونه که امام علي(ع) به مالک اشتر مي‌فرمود. اين درست که اکنون در کنجي گرفتار آمده‌ام اما...
«ناله را هرچند مي‌خواهم که پنهاني کشم
سينه مي‌گويد که من تنگ آمدم فرياد کن،...»
... و بياييد با هم دستمال را به سرمان بنديم که درد نمي‌کند اما «عاشق درد» است و همچنانکه نوشته بوديد از
زبان حضرت مولانا

«مرد را دردي اگر باشد خوش است
درد بي‌دردي علاجش آتش است...»
حالا مي‌خواستم استدعا کنم -حتي الامکان- «قلم» را با «قدم» همراه کنيد و به اين سوي ديوار بياييد و دنياي ما را هم ببينيد. فکر مي‌کنم من در بازگويي درد دل‌ها تنها نخواهم بود. مطمئن باشيد،
آقاي بني اسدي، يک نفر بايد بررسي کند فرمايشات حکيمانه حضرت آيت‌الله شاهرودي مبني بر رعايت حقوق شهروندي و رفتار اسلامي و ... که کرارا بر آن تاکيد مي‌کنند. چقدر عملي مي‌شود. چند درصد؟ من قضاوت نمي‌کنم، شاءن من هم داوري نيست اما معتقدم کساني بايد داوري کنند مسئله را. من از خودم چيزي نمي‌گويم. خوردن خربزه، لرزه‌هايي هم پيامد دارد مخصوصا در شب‌هاي زمستان و دراين حرفي نيست اما فقط لرز و نه چيز ديگر. ما هم به مجازات به اندازه جرم معتقديم فقط همين، ... بگذريم، بگذاريد، ناله را برنکشيده، خاموش بماند. اما اگر مي‌شد حضوري ديدار داشت. حرف درد بسيار داشتيم.
آقاي بني اسدي، اجازه بدهيد از قلم شما، دوباره به ياد آورم که مسئوليت با رياست فرق مي‌کند و هرکه مسئول‌تر پاسخگوتر هم بايد باشد. پاسخگوتر،
س-ا-م- يک زنداني،