امنيت و نان شب!
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

  (07/02/85)
« امنيت از نان شب واجب‌تر است» فکر مي‌کنم از بس بر اين نکته تاکيد شده است، کتاب ضرب المثل‌هاي فارسي، يک صفحه ديگر هم خورده باشد. و مهمترين وظيفه حکومت‌ها هم تامين امنيت براي آحاد خويش، يکان به يکان و منطقه به منطقه است و حق برخورداري از امنيت هم براي همه مساوي است. يعني همانگونه که من در مشهد مقدس و تو در تهران و او در اصفهان و... از امنيت برخورداريم، آن شهروند مظلوم و خشکسالي‌زده سيستان و بلوچستان هم بايد امنيت داشته باشد و هم از احساس امنيت برخوردار. شايد ما نتوانيم آنچه بر مردم آن ديار مي‌رود را درک کنيم چه در سايه امنيت فراگير زندگي مي‌کنيم وامنيت هم چون سلامتي نعمتي است که تا از دست نرود، قدرش به دست نيايد و برابر آن آموزه ديني، امنيت و سلامتي، دو نعمت مجهولند که هنگام از ميان رفتن مي‌فهميم چه گوهر گرانبهايي را از دست داده‌ايم که قدر آن به قدر زندگي است.مثل هوا که به ظاهر به چشم نيايد و به محک نيز هم اما وقتي که درجايي گرفتار آييم که هوا به ما نرسد، در مي‌يابيم هوا، قيمتي دارد، هم سنگ زندگي که اصلا" زندگي، بسته به آن است، آري ما نمي‌فهميم درجه تب شکل گرفته از هراس چند است و لرزش ترس، هواي درون را به چند درجه زير صفر مي‌برد، ما امنيت داريم. هر ساعت که مي‌خواهيم هرجا که اراده مي‌کنيم مي‌توانيم برويم، اما ماجرا در سيستان و بلوچستان جور ديگري است و حق مردم، آنگونه که بايد ادا نمي‌شود. اين درست که در توليد امنيت خود مردم هم بايد نقش آفرين باشند اما اين در توليد نرم‌افزاري امنيت است والا قانون، سخت‌افزار توليد امنيت را در اختيار حاکميت قرارداده است و توليد امنيت راهم از آن خواسته است. خبرنگار ما در زاهدان واژه‌هاي تلخ را کنار هم قرار مي‌دهد تا از زبان محروم‌ترين مردم بپرسد، حق من از امنيت کجاست؟ من هم مي‌پرسم چرا ميزان برخورداري او نبايد به اندازه من باشد؟ از ياد نبرده‌ايم، فرياد غمگنانه مردترين مرد تاريخ، مولا علي را، هنگامي که شنيدند، سپاه معاونين، خلخال- به ستم از پاي زن يهودي ذمه‌نشين حوزه حکومتشان بدرآورده‌اند. فرمودند، گرمرد در اين فاجعه بميرد، او را ملامت نشايد، و راستي آيا زندگي در هنگامه‌اي که حتي يک تير به ستم از لوله اسلحه‌اي خارج شود ملامت بار نخواهد بود؟ قدردان تلاش‌هاي فرزندان امنيت آفرين وامنيت‌بان کشور در همه مناطق هستيم، و خوب مي دانيم اگر آنها هوشيار نباشند، فزون‌خواهان و تروريست‌ها روز را بر ما شب و شب‌مان را تيره و تار مي‌کنند. همه اينها را همه مي‌دانيم و اينکه مي‌خواهيم، حتي يک نفر هم احساس ناامني نکند، درست از همين روست که هم توان و هم هوشياري و تدبير ياران خود را باور داريم و اين باور، مطالبات ما راافزون مي‌کند.