فرم در خدمت محتوا
ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

در روزنامه ها و نشريات حرفه اي و مقيد به اصول آن، يادداشت نويسان كساني هستند كه «دهه اول» فعاليت روزنامه نگاري را پشت سرگذاشته باشند. لازمه نوشتن يك يادداشت مطبوعاتي هم، شناخت حوزه ورودي، آشنايي با زواياي بحث، برخورداري از داير وسيع واژگان و بسامدي تصاوير پرداختي و داشتن توان تحليل است. چرا كه بر خلاف گونه هاي ديگر مطبوعاتي، يادداشت نويس بايد صاحب نظر در «موضوع» باشد و داراي «موضع» هم. اين موضع هم مي تواند الف باشد، يا بسا، يا بي طرفي بين اين دو، و يا حرف تازه. به هرحال بايد موضع داشته باشد . زيرساخت و پرداخت «يادداشت» هم به تمامي بر عهده صاحب قلم است برخلاف گونه هاي ديگر از قبيل خبر، گزارش و ... كه مواد اوليه يك اثر مطبوعاتي را گفته هاي ديگران يا رويدادها به خبرنگار مي دهند. از سوي ديگر، يادداشت ها و سرمقاله هايي كه بدون اسم منتشر مي شود، موضع رسانه منتشر كننده تلقي ميشود حال آنكه درج اخبار و مقالات و گزارش ها اين وضعيت را ندارند. اما يادداشت ها و سرمقاله هايي كه امضا دارند، نظر نويسنده هستند منتهي، موضع رسانه هم. در افكار عمومي شمرده مي شوند. به ديگر عبارت يادداشت، نوك پيكان يك روزنامه است براي هدف گيري يك ميداني. البته يادداشت در حوزه هاي گوناگون محتاج باز تعريف است، هم از نظر فرم، هم محتوا و هم ادبيات. مثلا يك يادداشت سياسي، از ادبياتي بهره مي برد، كه اگر همان ادبيات را در قالب يك يادداشت اجتماعي قرار دهيد، نه تنها يك اثر مورد توجه نميشود كه كاري سست و نحيف بيرون مي آيد. همينطور ادبيات اجتماعي در عرصه سياست و ساخت هاي گوناگون. به هرحال هر «ساحت» يك «ساخت» خاص دارد، چنانكه هر «سوزي» يك «ساز». يادداشت نويس در كنار تسلط به ادبيات مورد نياز بايد ظريف نگر و باريك بين هم باشد. آنچه ديگران مي بينند و برايشان عادي است و سوالي در ذهنشان ايجاد نمي كنند، ذهن او را بايد برآشوبد. يادداشت نويس بايد «آستانه تحمل» جامعه هدف را بشناسد و «نقطه جوش» افكار عمومي را بداند و آگاهانه وارد مقولات شود. ورود با چشم بسته، نه تنها مشكل را حل نمي كند بلكه بر مشكل هم مي افزايد. به روزنامه ها نگاه كنيد، به راحتي نمونه هايي براي بدري خواهيد يافت.

يادداشت نويس بايد دقيقا بداند كه مي خواهد موج ايجاد كند، يا موج را آرام كند، هركدام از اين دو سويه، شكل ورود خاص خود را دارد و ادبيات مخصوص به خود را هم. اگر خيلي سخت گير باشيم بايد بگوييم يك يادداشت نويس بايد براي هر يادداشتش، فرمي تازه انتخاب كند.

من خود در بازخواني ذهن مخاطبانم به اين نتيجه رسيده ام كه يادداشت هايي كه داراي قالب خاص بوده اند و مطلعي متفاوت داشته اند ماندگارتر بوده اند.

توجه داشته باشيم، واژه ها در اختيار همه هست، كلمات در زبان همه وجود دارد، اما يادداشت نويس موفق كسي است كه از جنبش منطقي كلمات، و گاه تركيب بندي تازه و زماني پس و پيش كردن كلمات خود را مهمان ذهن مخاطب كند. چنانكه مي گويند، سعدي روزي گفت فردوسي كار شاقي نكرده است، من هم حماسه سرايي مي كنم و سرود؛

خدا كشتي آنجا كه خواهدبرد/ اگر ناخدا جامه بر تن درد.

مي گويند شب، فردوسي، حكيم حماسه سراي توس را به خواب ديد كه با همين كلمات چنين سرود؛

برد كشتي آنجا كه خواهد خدا/ درد جامه بر تن اگر ناخدا.

و سعدي دريافت كه به قصيده و غزل خود بپردازد سنگين تر است، درعرصه يادداشت نويسي هم چنين است،  آنها كه متناسب با موضوع، زبان مناسب را برمي گزينند موفق ترند. من هميشه گفته ام، موضوع يادداشت نويس مثل فردي است كه مي خواهد خفته اي را پيدا كند، يك دفعه او را با ناز و نوازش بيدار مي كند، يك بار سيلي، به صورتش مي نوازد، يك بار ليوان آبي به رويش مي پاشد و يك بار هم خفته را در استخر آب مياندازد. در اين رهگذار تناسب مخاطب و زبان انتخابي بايد در نظر گرفته شود. مثلا قلم مسعود بهنود، براي توليد آرامش مناسب تر است، و قلم قوچاني براي تصويرگري و اطلاع دهي و ترسيم شخصيت و موقعيت افراد. اما قلمي از جنس اكبر گنجي و حسين شريعتمداري، ناآرام است و بيشتر به كار افشاگري مي آيد تا تحليل و توليد آرامش. در نوشته بهنود، كمتر از لطفا ساكت باشيد، نمي بينيد اما قلم هايي كه بيشتر ايدئولوژيك هستند، ادبيات ديگري برمي گزينند...

من با شناخت جامعه هدف سعي مي كنم، سبك و سياق نوشته ام را انتخاب كنم، مثلا وقتي مي خواستم راجع به مفاسد اجتماعي بنويسم و مخاطبم، فرمانده نيروي انتظامي بود، اينجوري شروع كردم: باقر ... باقر.. به گوشي؛ باقر ... باقر... ميگوئي؟ و سپس بين وضع حال سردار با منطقه عملياتي كربلاي پنج رابطه برقرار كردم و وضعم را نوشتم كه بازتاب وسيعي هم داشت و پس از قريب به دوسال هنوز افرادي با عنوان آن يادداشت صدايم مي زنند آيا «توپ ، تانك، بسيجي» .... مخصوصا يادداشت هاي اجتماعي كه جاي خود دارد.

به هر حال، يادداشت نويس بايد خلاقيت توليد قالب و نوآوري را هم داشته باشد و دستش براي بازي با كلمات هم باز باشد تا بتوانند ، با مخاطب ارتباط برقرار كند و در معماري ذهن جامعه نقش آفرين باشد.