اتومبيلي كه بدون راننده راه مي رفت
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

Jيكم: تعجب كردم، اتومبيل پيكان مدل قديم راه مي رفت اما راننده نداشت! ولي در صندلي سمت راست يك نفر نشسته بود! بيشتر كه دقت كردم ديدم همان آقا راننده است و منتهي از صندلي بغل خودرو را مي راند آن هم در خيابان گاز مشهد! معني اين كار چيست نمي دانم!
Jدوم: كم اتفاق مي افتد در خيابان هاي شهر راه بروي و چند صحنه تصادف را مشاهده نكني نمي دانم چرا بعضي ها كسر شانشان مي شود قانون را رعايت كنند
Jسوم: بنده خدايي از بيرجند از رانندگي همشهريانش گلايه داشت، اوضاع مشهد را كه ديد براي همشهريانش دعا كرد!

Jچهارم: نمي دانم قبلا به شما گفته ام يا نه، چندي پيش در تهران راننده تاكسي كه ما را به راه آهن مي برد، با نشان دادن موتورسوارها مي گفت: از دست آنها و نوع رانندگي شان عاصي شده ايم. من ، اما به او گفتم: برويد و براي اينها اسپند دود كنيد! با تعجب گفت: يعني چه ببين دارند چگونه مي رانند و »لايي كشي« مي كنند گفتم: همه اينها را به سرعت بالاتر و آلودگي صوتي افزون تر و تك چرخ زدن اضافه كن، مي شود رانندگي برخي موتورسواران مشهد....
Jپنجم: بنده خدايي با مقايسه آمار تصادفات ما، با جنگ اسرائيل با لبنان و فلسطين، ما را شرمنده كرد. راستي چرا تخلفات رانندگي ما از جنگ بايد بيشتر باشد

Jششم: يك واقعيت تلخ؛ فرهنگ هر كشور را امروزه از نوع رانندگي مردمش مي سنجند! بنده خدايي مي گفت: يك سفير مستقر در ايران از كشور متبوعش تقاضاي حق محروميت مي كند اول موافقت نمي شود، طرف مي رود و يك فيلم از رانندگي ما مي گيرد و مي فرستد در اسرع وقت با درخواست او موافقت مي شود! بنده خداي ديگري هم مي گفت: قبلا يك هيئت براي بررسي و حل مشكل ترافيك به ايران آمده بودند و خانم عضو هيئت مدت زيادي منتظر ماند تا بتواند از خيابان رد بشود و نتوانست، برگشت و رفت سراغ كارش.....
Jمي گويند به ازاي توليد هر خودرو بايد 40متر فضاي ترافيكي ايجاد شود، اما آنچه انگار به حساب نمي آيد، همين توليد فضاست. تازه نساختن پاركينگ را هم مي شود با پرداخت جريمه جبران كرد!
Jحرف آخر؛ اين نوع رانندگي در شان ما نيست. بياييم در خور شان خود رانندگي كنيم و نشانگر فرهنگ بالا و تمدن ديرسال خود باشيم.(ص۶)