ابابيل ها را بي سنگ مي خواهند
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
»سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها كرده اند« اين يك ضرب المثل است كه اين روزها ، مصداق كامل آن را در سرزمين هاي اشغالي و لبنان مي بينيم!
اين اسرائيل است كه خوشه، خوشه مرگ از آسمان مي بارد ، اما مي خواهند »چتر« را از دست مردم بگيرند مبادا كه در امان بمانند از اين باران شوم! گرازها و فيل هاي وحشي به شخم زمين زندگي آمده اند اما سنگ را از دست ابابيل هاي زمين مي خواهند بگيرند! انگار نواختن سرنا از سرگشادش براي دنيا به يك عادت تبديل شده است. اين اسرائيل است كه از زمين و هوا و دريا سوغات مرگ مي فرستد و بنيان خانه زندگي را هدف مي گيرد اما...اما دارند براي آناني كه در دفاع از زندگي و شرافت خود قامت افراشته اند، برنامه برزمين افتادن مي نويسند!

ماجراي امروز لبنان و فلسطين، قصه شرمگيني كلمه است، شعر زخم هاي نمك سود و نقاشي حسرت آلود زندگي هاي پريشان اما افسوس كه دوربين نه بر فراز ماجرا كه در جبهه دشمن كاشته شده است.
آن چنانكه دنيا، ديگر پشت دوربين را نمي بيند تا دريابد كه سربازان »خوش اخلاق« صهيونيست چه مي كنند! دوربين امروز، نشان نمي دهد ويرانه هاي شهوت صهيونيزم را، يا لااقل آنگونه كه بايد نشان نمي دهد، اما ازديگر سو دارند، شاكي را شاكي مظلوم را درجايگاه متهم مي نشانند و با وقاحت تمام به او تفهيم اتهام مي كنند و راستي چه جرمي بالاتر از ايستادن ، ايستادن و حق خواستن، حق خواستن و برخاستن، برخاستن و حق را طلبيدن. حالا كوفه، يك شهر در عراق نيست بلكه به اندازه نامردي عرب گسترش يافته است تا به نخست وزير جنايت پيشه رژيم صهيونيست نامه بنويسند و براي سگ هاي رها، هورا بكشند. تا عگال و دشداشه، يك نقاشي شوم شود و معنايي شوم تر بيابد حالا مي خواهند ، در جشن سگ هاي رها وگرگ هاي هار، سنگ ها را به بند بكشند، حرف از خلع سلاح حزب ا... است! حزبي كه حتي اگر »خلع سلاح« بشود ، هرگز »خلع صلاح« نخواهد شد هرگز شكست نخواهد خورد كه آنها درست همان زمان كه اولين يا علي را گفتند و برخاستند و غرور صهيونيزم را به بازي گرفتند و اقتدار هراسناكش را كه لرزه بر پيكر عرب هاي ترسو مي افكند شكستند، نام خود را در طرف پيروز اين جنگ نوشتند. حالا ديگر پيروز حزب ا... است حتي اگر يك نفر هم از آنها نماند! مگر پيروز حماسه كربلا، جز حسين نامي داشت حال آن كه او ديگر از گودال قتل گاه هرگز بازنگشت اما تاريخ گواهي مي دهد كه پيروز، حسين بود هرچند يزيد بر تخت مي نشست!

در كربلا، فردي به امام حسين(ع) كه از اوضاع كوفه پرسيدند گفت: »قلوبهم معك و سيوفهم عليك« قلب هاشان با توست اما شمشيرهاشان برتو! امروز اما، سيدحسن نصرا... درس گرفته از عاشورا، بانگ بر مي دارد كه نه شمشيرهاي شما را مي خواهم و نه قلب هايتان را ، لااقل بي طرف باشيد و به فرموده امام حسين (ع) اگر دين نداريد، لااقل آزادمرد باشيد!
جالب است؛ انتحاريون صهيونيست از روسيه براي كمك به اسرائيل راهي مي شوند اما هل من ناصري كه در چهره مظلومان لبنان و فلسطين موج مي زند، بي پاسخ مي ماند و برادران عرب، دست هاشان با خنجر بيشتر آشناست تا هرم برادري!
آري امروز ، گرازها رها، سگ ها رها، مرگ رها است و همه دارند براي بستن سنگ ها، براي كشتن زندگي برنامه مي نويسند. (ص۲)