كمين خدا
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:


تنگه حسن آباد كه بسته شد، كمين گاه خدا شكل گرفت تا كتاب دفاع مقدس، سر فصل پرشكوهي به نام »مرصاد« را در خويش به كمال رسيده ببيند و آناني كه به مكر و خدعه، خويش را تواناترين مي دانند به مكر الهي كه خير بشريت در آن است، گرفتار آيند كه او »خيرالماكرين« است، چنان كه »خيرالرازقين« و »خيرالراحمين« و از همه خوبي ها، برترينش را دارد...
آري، اين روزها در سال 67 پس از آغاز يك حماسه در 5 مرداد شور و حال ديگري داشت. رزمندگان اسلام در حال رقم زدن حماسه اي ديگر بودند و شيطان ياران خود را فروافتاده در خاك مذلت مي ديد و خداوند عذاب خود را بر قوم منافق از دستان لشكريانش فرو مي فرستاد. آنها كرند غرب، اسلام آباد و ... را كوبيدند، سوختند و كشتند و آمدند تا در ادامه آنچه فروغ جاويدانش مي خواندند، در يك برنامه زمان بندي شده تهران را فتح كنند! آنها چنان احمقانه مسائل را تجزيه و تحليل مي كردند كه به اين باور رسيده بودند كه جز پليس راه كسي را سر راه خود نخواهند ديد! آري ارباب بعثي، آنها را بدجوري فريفته بود اما... تنگه حسن آباد كه بعدها به تنگه مرصاد نام بردار گشت، نقطه پايان حركتشان بود و آنجا خانه زادان امام رضا، دلاوران لشكر ويژه شهدا در كنار ساير رزمندگان قرارگاه رمضان و عشاير قهرمان و ساير لشكرهاي سپاه و ارتش در طرحي مشخص راه را بر آنها بستند و خواب بي تعبير آنها را به مرگ پيوند زدند تا آناني كه روزگاري داعيه دار مبارزه با امپرياليزم آمريكا بودند، در راه اهداف او كه تقويت جبهه صدام و تضعيف ايران بود جان خود را از دست بدهند و چه بدعاقبت بودند اينان و چه بدعاقبت هستند بازماندگانشان كه اكنون در عراق، دامن  نشين شيطان امپرياليزم هستند!
سال 67 در چنين روزهايي در استان كرمانشاه، پايان ماجراجويي هاي منافقان رقم خورد و فروغ جاويدانشان در مرصاد لشكريان خدا به فراموشي مرگ سپرده شد.
سال 67 در چنين روزهايي در شهرها و بيابان هاي استان كرمانشاه، جنازه هاي متلاشي شده لشكريان فريب خورده مسعود رجوي در هر سو به چشم مي خورد و افسوس را براي هميشه در ذهن و ضمير انسان، بر مي انگيخت كه چرا گروهي از فرزندان اين ملك چنين بدعاقبت شدند، و ياد شيطان مي افتد انسان كه پس از هزاران سال عبادت چنين شد و مدعيان مبارزه با آمريكا چنين شدند كه ديديم و مي بينيم!
ياد همه شهداي حماسه مرصاد تا ابد جاودانه باد.
(ص۶)