قصه قانا!
ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

 بزرگي در تحليل واقعه عاشورا مي گفت اگر هيچ دليلي بر حقانيت » حسين « عليه السلام و بطلان  »يزيد« نبود، جز همين شهادت علي اصغر، كافي بود، تا تاريخ به حقانيت حسين شهادت دهد و بر باطل كيشي يزيد مهر تاييد بگذارد. او معتقد بود، يزيديان با كشتن علي اصغر، براي هميشه  »نام« خويش را با » ننگ« آميختند و حقانيت همراه با مظلوميت حسين را برابر چشم جهانيان قرار دادند. صاحب اين تحليل كه  »مسلمان نيست اما نگاهش به دنبال »حق« است كه در كربلا، با شهادت علي اصغر » عيان«  شد.
نمي دانم، اين صاحب نظر ژرف نگر زنده است يا نه، اين مطلب را سالها پيش خوانده ام و تا جايي كه به ياد دارم، او فرانسوي بود. امروز اما او و آناني كه چون او مي انديشند، در خواندن و تماشا كردن خبر » قانا« چه خواهند گفت: در مثل مناقشه نيست.

هرچند ما همه خاك پاي » علي اصغر« نمي شويم اما شقاوت اسرائيليان »رونوشت« برابر اصل جنايت يزيد است. پس حق داريم دوباره لبانمان را به كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا معطر كنيم كه امروز » يزيد« ، » بوش« است و ابن زياد، اولمرت و عمر سعد، فرمانده ارتش صهيونيست ها، و در باور ما، حسينيان همان حق هاي زخم خورده و عصمت هاي مظلومي است كه در لبنان به مرگ پاسخ مي گيرد.
» كوفه«، اما، » پهنه بي غيرتي عرب« است كه روي تاريخ را سياه كرده است.
ياد » شهيد مطهري « جاودانه باد كه آن روزها بانگ برداشته بود كه يزيد زمان را بايد شناخت و قدم نهادن در راه حسين، نه » ضجه و زاري« بي حاصل كه كنش گري حسيني در برابر باز توليد يزيدهاست و امروز شك نبايد كرد كه يزيد، صهيونيزم بين المللي است.

* قانا به خون كودكانش قرائت گر  »شهادت« شد تا شهادت دهد بر حقانيت نسل » ابوذر« در لبنان، وجدانهاي جهان اما آيا بيدار خواهد شد آيا فرياد آن دانشمند فرانسوي، دوباره چشم ها را به سوي حقانيت حسيني كه امروزه در لبنان قرباني فزونخواهي مي شود جلب خواهد كرد
آيا جهانيان عليه » باطل اسرائيل« قدمي به » حق« برخواهند داشت
* قانا، نهايت ددمنشي  » گرگان آدمي خوار« را به نمايش گذاشت، » آدمها«، اما صداي به مرگ بريده شده كودكان لبنان را خواهند شنيد، آيا
* و.... خواب عرب ها آيا به بيداري منتهي خواهد شد، آيا؛ انگار صداي عمروموسي، كه گويي تتمه غيرت همه اعراب در وجود اوست با كلمات استعفا به گوش مي رسد كه از بي عملي كشورهاي عربي به جان آمده است، اما آيا در ميان عرب ها، مردي پيدا خواهد شد كه باقي مانده شرافت اين قوم را نجات دهد.
(ص۲)