هرروستايي، يك سرباز!
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

هر »روستا« كه تخليه مي شود به جايش اگر نه » پادگان« حداقل بايد يك پايگاه يا يك پاسگاه زد. هر » روستايي« كه كوچ مي كند بايد يك » سرباز« به جايش آورد و هر » درختي« كه مي خشكد بايد يك » سنگر« جايش را بگيرد. اين واقعيت مناطق مرزي است و نياز به گفتن ندارد كه هر »مرزنشيني« اگر چه لباس سربازي ندارد و » به جاي تفنگ« در دستانش » بيل و داس« و ابزار كشاورزي است اما در نقش آفريني كمتر از » سرباز« نيست براي امنيت مرزها لذا مي طلبد كه به مناطق مرزي و مرزنشينان نگاه ويژه شود و برنامه ويژه و اجراي ويژه هم پيامد آن باشد والا، برنامه هاي » عادي« را » خشكسالي« چندين و چند ساله به صورت » ويژه«، بر هم زده است و در خط مرزي از سيستان و بلوچستان تا خراسان جنوبي و خراسان رضوي كم نيستند روستاهايي كه به كلي تخليه شده اند تا مجبور بشويم با ايجاد پايگاه نظامي از آمد و شد بيگانه جلوگيري كنيم. كم هم نيستند روستاهاي در آستانه تخليه و روستاييان مهياي كوچ هميشگي، پس اگر بپذيريم كه براي آنچه از دست رفته است نمي شود كاري كرد اما براي جلوگيري از حوادثي كه اگر روي دهد تلخ تلخ خواهد بود، بايد همين امروز كاري كرد. بايد با همه توان به ياري روستاها و به خصوص روستاهاي مرزي رفت و با همه امكانات، امكان ماندگاري را براي روستاييان فراهم كرد و مطمئن بود كه هرچه در اين راه هزينه كنيم به سان سرمايه گذاري مطمئن و در درازمدت جواب خواهد داد.

و در اين هم ترديد روا نيست و هيچ عاقلي هم سرمايه گذاري كه سود چند وجهي دارد را جز به » ديده تحسين«  نمي نگرد. چه ما با فراهم آوردن امكان ماندگاري مردم در روستاها و روستاهاي مرزي، در مرحله اول از ساخت پادگان و پايگاه بي نياز مي شويم و دوم: هزينه اردوكشي هاي نظامي را نمي پردازيم. و سوم؛ آن ظرفيت و استعداد نظامي را در جايي بايسته به كار مي گيريم و چهارم با برنامه ريزي و امكان پايداري اشتغال روستايي، به توليد در راستاي خودكفايي كمك مي كنيم و پنجم اين كه از ورود نيروهاي توليد به وادي مصرف و افزايش مصرف كننده و كاهش توليد كننده جلوگيري مي كنيم.
ششم، از ناهنجاري هاي پيامد ورود طيفي كه جز كشاورزي و دامداري، تخصص ديگري ندارند و ورودشان به شهر جز رونق حاشيه نشيني و مشاغل كاذب و مسايل  مبتلا به آن ثمري ندارد ايمن مي مانيم...
از ياد نبريم كه چشم بستن بر كوچ روستائيان و تخليه روستاها، اگرچه شايد به ظاهر، آسان آيد اما چشم كه بگشاييم، مشكلات پيامد آن، بزرگ تر از هميشه نگاهمان را پرخواهد كرد و آن وقت مجبور خواهيم شد، به جاي هر روستا اگر نه پادگان، لااقل يك پايگاه بسازيم و به جاي هر روستايي كوچ كرده، يك سرباز بگذاريم، آيا اين منطقي است پس به پيروي از منطق و عقل، براي ماندگاري روستايي و رونق روستاها، خصوصا " در مناطق مرزي، تدبيري بينديشيم(ص۶)