تماشا
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

نماز زيارت، قضا شد
Jما آدم هايي كه منتظريم تا ظهور دوست روي دهد و تن به صلاح بدهيم. به آدمي مي مانيم كه براي نمازش به انتظار خورشيد مي ماند و نمازش قضا مي شود. نماز انتظار خيلي از ماها هم قضا شده است. آخر به غفلت دچار شده ايم و به جاي آنكه از قبل مهيا بشويم. آمادگي را به لحظه موعود محول كرده ايم و...
Jديروز، نماز زيارت شهداي خيلي هامان قضا شد و از مسئولان كه استحكام پايه ميز و مقام خود را مديون خون شهدا هستند بيشتر. آخر ما همه بيداري خود را، استقلال خود را، آ زادي خود را و سربلندي خود را مديون شهدا هستيم و مسئولان همه وجود و زندگي و پست خود را هم اضافه بر اين مديون شهدا هستند.
Jمتاسفم اما واقعيت اين است كه بعضي از خانواده هاي شهدا، دعا مي كنند سر و كارشان، به بعضي از مسئولان نيفتد. حالا چرايي اش بماند، براي يك وقت ديگر!
Jحضور حضرت آيت ا...مكارم شيرازي، بر كرامت و كرامتمندي جمع بي رياي زائران شهدا افزوده بود. خانواده هاي شهدا هم وقتي حضور حضرت آيت ا... را در جمع خود ديدند، شهد را پيش از گذشته در كام احساس كردند و آرزو كردند، كاش مسئولان هم مثل اين پيرمرد عاشق، عاشقي مي كردند و مي آمدند اما...بازهم بگذريم و بازهم اين شكوه بماند براي وقت ديگر.

سفره آفتاب
همسفر آفتاب
شانه به شانه آفتاب، يك مرجع بزرگ به زيارت شهدا آمد، حضرت آيت ا... مكارم شيرازي كه حضورش، تكريم ايثار و شهادت بود...
اي همسفر آفتاب، به واحه خدا كه انوارش خورشيد را شرمنده مي كند خوش آمدي.
افق شهادت
اينجا خورشيد به وقت شرعي به افق شهادت طلوع مي كند و من آمده ام تا وجود بگيرم از جود شهيدان و برخيزم و پاي بگذارم در جاده اي كه به خدا مي رسد.
مهم نيست فلان مسئول نيايد
مهم نيست فلان مسئول نيايد، مهم نيست خيلي ها نيايند،ما اما شما را فراموش نمي كنيم، كه فراموشي شما، خاموش چراغ عشق است و هرگز مباد كه در زمان حيات ما، اين چراغ خاموش و زمان به تاريكي و زمين به سردي گرايد.هرگز مباد كه چنين شود.
جاده خدا
به ردپاي فرشته مي ماند، رد پا كه نه، بوسه گاه فرشته است اينجا، هرسنگ ، يك بوسه گاه در امتداد يك راه كه به خدا مي رسد و به خدا مي رساند مردم را. هركس مي خواهد به سلامت بگذرد پايش را جاي پاي شهيدان بگذارد.
زينبي مي شويم
تو رفتي و كاري حسيني كردي و ما مانديم با تكليفي زينبي بر دوش پس يزيدي هستيم اگر چونان زينب، به پيام رساني شهادت شما، قامت نكشيم و... مطمئن باش، يزيدي نخواهيم بود، ما.