روستايی مرزبان است!
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

(23/05/85)
» هر روستايي، يك سرباز« تيتر يك يادداشت بود كه در روز شنبه 14 مرداد ماه جاري در همين صفحه چاپ شد و بازتاب هايي را هم در پي داشت. روح همه گفته ها، اما اين بود كه بايد به روستا توجه كرد. يعني حتي اگر به روستا و روستايي هم اهميت درجه اول ندهيم براي حفظ امنيت بايد اين اهميت گذاري درجه اول باشد. برخي هم با به يادآوردن برخي مسائل كه در روستاهاي مرزي انجام مي شود خواهان توجيه روستاييان بودند و آنها هم صد البته معتقد بودند، روستا ديگر اهميت يك محل زندگي را ندارد، بلكه اهميت هاي مرزباني، توليد و... هم دارد كه توجه ويژه را مي طلبد. آرزومند، خبرنگار ما در خواف هم بازتاب اين يادداشت را در شهر خود، اين گونه نوشته است: در هفته جاري با مطالعه روزنامه خراسان مطلبي تحت عنوان »به جاي هر روستايي، يك سرباز« توجه مرا به خود جلب كرد كه با مطالعه آن بسيار تحت تاثير قرار گرفتم و با خود گفتم اي كاش مسئولان به جاي تصميمات و جلسات صوري و روميزي از پشت ميزهاي مبارك خود برخيزند و با رفتن به روستاهاي مناطق خشكسال از خواب غفلت بيدار شوند و تدابير جدي و كارشناسي اتخاذ كنند و با دادن امتيازات هدفمند، روستاييان عزيز را كه به عنوان دژي استوار در برابر تحريكات دشمن محسوب مي شوند، به ادامه زندگي در روستا تشويق كنند زيرا در غير اين صورت بايد با تحمل هزينه هاي سنگين، به جاي هر روستايي يك سرباز انتخاب كرد. پس از خواندن مطلب فوق هنوز در عالم فكر فرو رفته بودم كه زنگ تلفن به صدا درآمد. گوشي را برداشتم يكي از اهالي روستا بود كه در رابطه با اين متن چاپ شده به قلم آقاي بني اسدي در روزنامه خراسان تشكر كرد و گفت: كه نويسنده حقيقتا اين مطلب را از قلب روستاييان گفته است. مسئولان بايد از پشت ميزهاي خود بلند شوند و از دادن شعارهاي پوچ و توخالي پرهيز كنند و در عمل از كشاورزان و دامداران منطقه كه با خاك يكسان شده است حمايت كنند چرا كه شنيدن كي بود مانند ديدن! ابراهيمي مي گويد: خشكسالي هاي چند سال گذشته تعداد دام شهرستان خواف را از يك ميليون به 450 هزار راس كاهش داده است. طوري كه همچنان اين سناريو ادامه دارد و اين قشر توان خود را در برابر اين بحران ناخواسته از دست داده اند و در صورت نبود برنامه ريزي مناسب علاوه بر بالا رفتن نرخ بيكاري باعث تخليه روستاها خواهد شد. زيرا 450 هزار راس دام سبك و سنگين خواف با گذشت 5 ماه از سال منتظر كمك هاي دولتي مي باشند چرا كه اكنون مراتع خشك و بي آب و علف و پس چراها غيرمناسب و خوراك گران است طوري كه هر كيلو كاه 120 تا 150 تومان به فروش مي رسد. وي گفت: تا فرا رسيدن فصل زمستان چيزي باقي نمانده است و اگر دست روي دست بگذاريم دامداري فقط روي كاغذ خواهد ماند و آنچه باقي خواهد ماند بحران بيكاري سر به فلك كشيده خواهد بود در اينجا است كه دودش به چشم همه ما خواهد رفت. پس از علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد. (ص۶)