قهر الهي را اجرا كنيد!
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ شهریور ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

 

اين همه جرم هاي تكراري با مجرمان واحد، چرا امان از مجرمان نمي گيرند! اين را يك شهروند در تماس تلفني با نگارنده مي پرسيد و استناد مي كرد به خبري كه سوم مرداد در صفحات حوادث بعضي از روزنامه ها چاپ شد كه زني » خاله مهين« نام با فرزندش براي » ششمين بار«  به جرم راه انداختن »  خانه فساد« در ورامين دستگير شد! حرف او اين بود كه چرا مجرمين اين همه فرصت تكرار جرم و در نتيجه آلوده كردن جامعه و بمباران سلامتي اخلاقي، رفتاري و اعتقادي مردم را دارند من، اما جوابي نداشتم به او بدهم! او خبرهاي ديگري را هم به مدد حافظه اش كه صفحه نقش آن خبرها شده بود، باز مي گفت و من، جز افسوس خوردن و با او اظهار همدردي كردن، واژه اي نمي يافتم. او مي گفت مگر مجازات متناسب با بزه انجام شده نبايد باشد پس چه مي شود كه باز اين مجازات بازدارنده نيست او براي ناموس خود و ناموس مردم ابراز نگراني مي كرد كه نكند خداي نكرده، » بره گونه« در دام »گرگ «هايي چنين هار كه با حيثيت و شرف و ناموس مردم تجارت مي كنند بيفتند... شما نگران نمي شويد از حوادثي از اين دست كه چنين تلخ روي مي دهد و تكرار مي شود تكرار مي شود و مثل » ويروس« پراكنده مي شود، پراكنده مي شود و مي كشد سلامتي و حيثيت انساني مردم را بي تفاوت كه نشده ايم - هنوز- در برابر خبرهايي از اين دست، رگ هاي غيرت اگر چه ضعيف ولي هنوز فكر مي كنم در تن مان مانده باشد. راستي جامعه اي كه زخم تجاوز به ناموس را تاب آورد آيا براي چيزي ديگر، قامت خواهد افراشت من از اين خيلي مي ترسم، از زمين نشستن و بر نخاستن از اين... كه حتم دارم از آدم تحقير شده نمي شود انتظار كار بزرگ داشت و از شيشه شكسته جام بلوري ساخت...

بگذريم! دل من هم مثل آن شهروند، مثل خيلي از شهرونداني كه در تماس با نگارنده فرياد مي كشند، مثل خيلي از شماها، » پردرد« است! خيلي هم پردرد! اما... باز هم به اما رسيديم و باز آن جمله كه از بس نوشتم، مثل ترجيع بند شده است؛ » قرار نيست براي هر نفر يك مامور بگذارند« اين خود ما هستيم كه يكان به يكان بايد » يگان نظارت« فعال و فراگير اجتماعي شكل بدهيم و هم مراقب خود باشيم و هم مراقبت همسايه خود.
مراقب» شهر«  خود كه از مدار »شرع«خارج نشود! مطمئن باشيد اگر عوامل بازدارنده وجداني و اخلاقي نباشد، » كميت قانون«  به سختي لنگ مي زند، والا كيست كه نداند، تشكيل خانه فساد جرم است، سرقت جرم است، تجاوز جرم است و همه اينها را هم قانون منع و براي برخورد با آنها مجازات وضع كرده است، اما... اين هم درست كه در اجراي قانون گاهي مشكل داريم اما آيا همه مشكلات همين است جواب قطعا"  منفي است چون آنكه براي ششمين بار به زندان مي رود نشانگر اين است كه شش بار نسبت به او اعمال قانون شده است و قانون اجرا اما چرا باز اين قصه شوم، غصه افزاي ذهن و ضمير مردم مي شود پاسخ من نهادينه نشدن اخلاق و اصلاح نشدن رفتار است هر چند افراد جامعه شناس ، مردم شناس و روان شناس تا دلتان بخواهد برايش دليل مي شمارند. كه تا حدودي مي داني و مي دانم و مي دانند اما كار به سامان نمي آيد!
حرف آن شهروند سوخته دل اين بود كه گدازه هاي قانون بر مدار عدالت بايد چنان سوزنده باشد كه جنايت  كاراني از اين دست را از پا بيندازد. او مثل خيلي از مردم مي خواست قوه قضائيه، قهر الهي را درباره مجرماني كه سلامت اخلاقي و اعتقادي و در نتيجه امنيت رواني را تهديد مي كنند اجرا كند. مخل به امنيت ملي فقط آن نيست كه تير مي اندازد يا تير مي زند، آنكه چنين بستر فسادي پي مي افكند و آنكه اين بستر را جمع نمي كند هم  »مخل امنيت ملي«  است، باور كنيد! باور كنيد و كاري بكنيد، يك كار بزرگ!