استحكام روابط انساني
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
مي گويند روزي پيامبر اسلام (ص) هنگامي كه ديد افراد در درست كردن قبر مرده، سهل انگاري مي كنند بر محكم كاري و استحكام بناي قبر تأكيد، و خود سنگ ها را محكم مي كنند و مي فرمايند كار را بايد مستحكم و شايسته انجام داد. از بازخواني اين ماجرا، درس مي گيريم كه هركاري بايد داراي قوام و استحكام و بنيادي پايدار باشد و درس ديگر گشوده شدن يك پنجره است و بستري براي انديشيدن كه اگر قبر مرده بايد استحكام داشته باشد، خانه و ساختمان زندگان بايد از قوام بيشتري برخوردار باشد، حال اين كه در مشهد، كرمانشاه، اصفهان و كرمان و ... به گواه خبرنگاران ما، خانه ها را بسيار سست مي سازند و با تزئين به مردم مي فروشند و اين كه اين موضوع چقدر در تضاد با رفتار نبوي است مسئله اي است كه بدان خواهيم پرداخت اما در اين مقال مي خواهم به درس سوم اشارتي داشته باشم كه وقتي قبر بايد محكم باشد و خانه نيز محكم تر ساختمان روابط اجتماعي ما بايد چگونه باشد رابطه اعضاي خانواده و نهاد خانواده چطور اين بد نيست كه در همين مشهد خودمان، برادرزاده »عمو« را نشناسد و »دايي« خواهرزاده را اين كه عرض مي كنم بر سبيل »مثل« نيست بلكه يك واقعيت است و نشانگر اين كه ساختمان خويشاوندي، دچار زلزله هاي ويرانگري شده است. باز در همين شهر خودمان خيلي شنيدم كه پدر و مادر پشت در بسته خانه فرزندان مانده اند و نيز باز شنيده ام كه گره بعضي از قهرها را مرگ هم نمي تواند به آشتي باز كند! راستي وقتي روابط اجتماعي ما چنين سست و نابسامان است و واژه »صله رحم« از فرهنگ روابط ما در حال حذف شدن است، چه انتظاري داريم آيا انتظار داريم روزگارمان بر وفق مراد و جامعه رو به سامان باشد. جامعه سامان يافته از خانواده بسامان شكل مي گيرد و خانواده بسامان هم نيازمند روابط اجتماعي قوام يافته است، اما وقتي اين زنجيره از هم گسست و روابط به گسيختگي دچار شد، ديگر از قانون و قاضي و پليس هم كاري ساخته نيست. زيرا افرادي كه در زنجيره، خود را ملزم به رعايت برخي بايستگي ها مي دانستند در وراي اين زنجيره، دليلي براي رعايت بايستگي ها و پرهيز از ناهنجاري ها نمي بينند، همانگونه كه سارق، هرچند حرفه اي هم باشد، درمحله خود دست به اين كار نمي زند چون خود را در زنجيره مي بيند اما آن سوتر كه مي رود دست به هر كاري مي زند. به گمان من اگر به جاي هزينه كردن براي كارها و برنامه ها و سازمان هايي كه فلسفه وجوديشان در شرايط خوب عمل كردن »درمان« است، به »بهداشت« جامعه توجه مي كرديم، اصلا" نياز به هزينه هاي چند 10 برابر درمان نمي شد. چنان كه اگر »جاده اي« به سامان و »خودرويي« سالم و »راننده اي« قانون مند داشته باشيم، ديگر به »بيمه« ، دادگاه« و »بيمارستان« و ... سر و كارمان نمي افتد، تازه اگر درست هم عمل كنند. اما عوارض پيامد يك حادثه گاه، هرگز از بين نمي رود و باز براين گمانم كه اولويت نخست ما بايد محكم كردن ساختمان روابط اجتماعي باشد، آن وقت ديگر در مشهد و هيچ كجاي ديگر، خبرهايي از نوع چاقوكشي و مرگ آفريني و ناامني و دشمني و ... نخواهيم شنيد. اگر روابط ما بهبود يابد و اخلاقيات در جامعه رو به افزايش گذارد، دشواري ها و مشكلاتي هم كه »حل شان« غيرممكن مي نمايد، رو به كاهش خواهند گذاشت پس. هم سنگ قبر را جدي بگيريم، هم ساختمان سازي را و هم ساختمان روابط اجتماعي را ... اين بهترين راه است.(ص۶)