تفات مرگ در اتوبوس و هواپيما
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

 (14/06/85)
كار »جاده« دراين ديدار از »حادثه« گذشته و به »فاجعه« رسيده است وكار »خودرو« هم از آن كمتر نيست و كار »رانندگي« از آن هم »بدتر « است چنان كه كارشناسان خارجي، آن قدر كه در نقد، مذمت رانندگي ما سخن گفته اند از فقر جاده و نابساماني خودروها نگفته اند، با اين همه نمي شود گفت عامل انساني، همه تقصير را بر گردن دارد كه اين عامل انساني دقيقا ازآن رو كه انسان است تحت تاثير عوامل متعددي، آرامش خود را از دست مي دهد و استرس ها ومشكلات زندگي اورا در فرايندي فرسايشي گرفتار مي كند ونتيجه اين مي شود كه غفلت ، سردرگمي، عصبانيت و... كنترل او بر سيستم عصبي اش را مختل مي كند و باعث حادثه مي شود. در كشورهاي ديگر اما، اگر بپذيريم كه ازخودروهاي برتر و جاده هاي بهتري استفاده مي كنند، قطعا عامل انساني در آنجا تحت تاثير فشارهاي مردافكني كه ما هر كداممان تجربه مي كنيم، نخواهد بود. كه اگر بودند حوادثي ازاين دست كه ما شاهديم آنها هم تجربه مي كردند، اما... ما داريم قرباني مي دهيم، هرچند براي فاجعه ديدگان، فرقي نمي كند، خودرو عامل حادثه بوده است يا جاده يا آقاي راننده، مهم فاجعه اي است كه بر سر آنها آوار شده است، مهم داغي است كه سياه پوششان كرده است. اين كه عامل حادثه كيست و چيست زخم آنها را مرهم نمي گذارد. چنان كه خانواده 29 قرباني مظلوم حادثه جاده انارك دراستان اصفهان كه از مشهد و زيارت امام رضا راهي اصفهان بودند و با كاميون حامل سنگ تصادف كردند از زخمي بي مرهم مي سوزند حالا عامل حادثه هرچه باشد، چندان مهم نيست كه جلوگيري از حوادثي ازاين دست! اما دراين فاجعه يك نكته تلخ هم به چشم آمد و آن تفاوت قربانيان زميني و آسماني. چنان كه حادثه هواپيما در مشهد خبراول برنامه هاي خبري تلويزيون وتيتر يك روزنامه ها شد، اما با فاصله دو روز. قربانياني كه به تعداد از قربانيان»توپولوف« يك نفر هم بيشتر بودند اما كمتر به آنها پرداخته شد، شايد اين ازآن رو باشد كه حوادث رانندگي و قربانيان فراوان آن »عادي «شده است اما حوادث هوايي هنوز »فوق العادگي « خود را دارد. شايد... اما هر شايد ديگر هم كه درميان باشد، در اصل مسئله تفاوتي نمي كند، اين جا هم 29نفر جان باختند، 29جان صاحب حرمت اين جا هم از دست رفت و اين جا هم 29 خانواده به جان آمده از مصيبت به فغان آمدند. اين جا هم جايي است كه بايد از مسئولان يقه گرفت و محكم هم گرفت و به فرياد از آنها خواست چرا چاره نمي كنند جنون جاده را چرا بستر را براي كاهش عوامل فرساينده روح و روان مردم فراهم نمي كنند، چرا براي »خودروها« و خصوصا ناوگان عمومي خودرويي كاري نمي كنند، چرا مسئولي ، وكيلي، وزيري، پاسخ پرسش هاي در ذهن مانده يا بر زبان آورده شده مردم را نمي دهد! حتي چرا روزنامه هايي كه درروزگار دولت هاي گذشته در هر جاده، كنترل نصب كرده بودند و حوادث و قربانيانش را شمار مي كردند و چون سرمه، به چشم مسئولان مي كشيدند امروزه، حرفي نمي زنند! چرا، امروزه بانگ بر نمي دارند و بر سر مسئولان فرياد نمي زنند و از آنها نمي پرسند مگر اعلام نشد كه كاميون ها در ساعت وقوع اين حادثه حق حركت درجاده را ندارندآيا آن ماجرا هم موقت بود چرا به يادشان نمي آورند، حوادثي ازاين دست، حتي اگر خطاي فردي دراين لحظه باشد، براي يك عمرگروهي را گرفتار مي كند و لااقل براي مدتي بهداشت رواني مردم را دچار مشكل مي كند. پس نگوييم يك لحظه حادثه است و ارزش فلان و فلان ندارد، چنان كه درباره حوادث تلخ تاسوكي و دارزين و....مي گفتند و هنوز مي گويند، آن ماجراها ارزش نظامي ندارد و درست هم مي گويند اما حوادثي از نوع تاسوكي و هم ماجراهايي مثل سقوط هواپيما و يا تصادف خودروها و... قطعا ارزش رواني دارد كه كم از ارزش نظامي و حتي امنيتي نيست چه در جامعه اي كه شهروندانش، امنيت رواني نداشته باشند، نخواهند توانست امنيت به مفهوم مصطلح آن را هم آن گونه كه بايد براي خود فراهم كنند. امنيت، نتيجه كاركرد مثبت مولفه هاي زيادي از جمله: بهداشت رواني و آرامش عصبي است. پس چشم ها را باز كنيم و با تامل به ماجراهايي از اين دست توجه كنيم كه در شرايطي اين گونه، نمي توان ارزش امنيتي حوادث را ناديده گرفت.  (ص۶)