مكتب انتظار
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

   (16/06/85)
 نسبت ما به  »امام زمان (عج)، در فصل انتظار، رابطه ما با » خورشيد« است به هنگام نماز صبح و همانطور كه اگر براي نماز صبح منتظر طلوع خورشيد بمانيم، نمازمان قضا مي شود اگر براي خودسازي و انتظار مصلحانه هم بر جاي بنشينيم و حتي براي ظهور لحظه شماري كنيم، باز نماز انتظار و »ايمان مهدوي« ما » قضا« خواهد شد. منتظر مصلح بايد در فصل انتظار با سعي و كوشش بتواند خود را و زندگي خود را بر اساس » مدل مهدوي« و عصر ظهور تعريف كند آنگونه كه در دولت يار، به كمال برسد و روشن است كه كمال سرانجام يك مسير طبيعي است، نه اينكه به يك باره » در صور« دميده شود و به » صيحه اي« همه از وادي فساد و تباهي و كفر به سرزمين صلاح و رستگاري و ايمان و يقين برسد. » طالب كعبه«، مسير خود را از سويي بر مي گزيند كه به كعبه مي رسد، پاي به راه مي گذارد و از همه »  توش و توان« خود بهره مي برد براي رسيدن به هدف والا خداوند براي كسي » قاليچه سليمان« نمي فرستد تا او را در » لحظه اي« به كعبه برساند، چنانكه خود حضرتش به عنوان يكي از سنت هاي تغييرناپذير خويش به خواست و اراده و عمل انسان بر تغيير تاكيد فرموده است با اين تصريح كه خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خود به تغيير همت گمارند. و من بر اين نظر، استوارم كه ما در عصر انتظار در ساحت نظر و عرصه عمل بايد براي ايجاد تغيير در خويش برنامه ريزي كنيم و اين برنامه را به عمل درآوريم و همانگونه كه بزرگي به فرزند مجاهدش تاكيد مي فرمود كه » اول شهيد شو و بعد برو به جبهه«، منتظر هم بايد بر اساس الگوي منتظر بايد اصلاح بشود و بعد به فصل ظهور مصلح پا بگذارد و از صلاح و اصلاح سخن بگويد. و الا دلخوش كردن به اينكه مصلح بيايد و همه كس و همه چيز را اصلاح كند و به يك باره باورها و كردار جهنمي ما را بهشتي كند، اگر بتوان نامش را آرزو نهاد- نه فريب- آرزويي محال خواهد بود چه اگر قرار بود به يك باره و بي زحمت همه چيز اصلاح شود، در عصر پيامبر مي شد حال آنكه پيامبر اكرم، با همه جد و جهدش كه گاه تا مرحله قالب تهي كردن هم پيش مي رفت، نتيجه اين شده است كه مي بينيم از ديگر منظر نسبت ما به انتظار، رابطه ما را در برابر ظهور و حضور حضرت معلوم مي كند؛ اگر در روزهاي عمر، قطعات زيبا را كنار هم چيديم و گل هاي بهار آفرين را كنار هم قرار داديم خواهيم توانست در نوروز ظهور و بهار ايمان، باغي شكوفا و تابلويي زيبا داشته باشيم و الا در بهار سهمي نخواهيم داشت حتي اگر به مدد نفس مسيحايي مولا از بهار، حظ و بهره اي نصيب ما شود... منتظر حقيقي امام زمان در برابر همه حوادث، بايستگي هاي رفتاري خود را در كلام و سيره امام خويش مي جويد و به عمل در مي آورد و آن مي كند كه اگر امام باشد، چنان مي كند. آنگونه كه در رفتار نايبان و نمايندگان ائمه ديده ايم. مالك از علي (ع) آموخته است چگونه فرماندهي كردن را و قيس در اين مكتب سياست آموخته است و محمدبن ابي بكر و عمار و ميثم و كميل نيز بهره خود را گرفته اند. و مسلم نيز در فصل نمايندگي، همان كاري را انجام مي داد كه معتقد بود اگر امام حسين هم باشد همان را انجام مي دهد. ما نيز بايد بهره خود را برگيريم از اين خرمن كه از قضا ذخيره معنوي ما از امت هاي سابق و مسلمانهاي نخستين بيشتر هم هست، چه آموزه هاي 124 هزار پيامبر و دوازده امام پيش روي ماست و اگر » كاهلي« بگذارد، » صاحب خانه«  كرامت را به كمال مي رساند. منتظر امام زمان گفتارش، رفتارش، كردارش، زندگي اش و... همه چيزش بايد امام زماني باشد. والا انتساب اسمي به حضرتش شايد به ذوالفقار قطع گردد! چنانكه نسبت ابولهب به تبت يدا قطع شد پس آنكه هتك حرمت ديگران، مزه زبان و قلمش است. آنكه فزونخواهي خود را با گرسنگي مردم مي خواهد به آرامش برساند، آنكه نا به جا بر » مسندي« تكيه زده است، آنكه قلم، به مزد مي چرخاند، آنكه مقام و منصبي را اشغال كرده است كه سزاوارتر از او وجود دارد، آنكه خاكسترنشيني بسياري را و برج عاج نشيني گروهي را تاب مي آورد، آنكه بر درخت ايمان مردم آتش مي افكند و آنكه » چراغ« يقين و روشني بخش مردم را در رهگذار » باد« مي گذارد، آنكه با ايمان مردم تجارت مي كند و... اگر نگوييم دشمن امام زمان است اما به يقين مي گوييم، امام زماني نيست. پس شايسته است در عصر انتظار با دريافت صحيح از مدل زندگي در دولت امام زمان، براي شايستگي درك فيض اين زندگي با همه وجود تلاش كنيم و بر ناراستي ها و ناصواب ها و نارواها، مومنانه فرياد اعتراض برداريم كه مكتب انتظار، مدرسه اعتراض عليه بي عدالتي هاست و مرام منتظر، تقويت جبهه حق و عدالت است. ما هم چنين باشيم.  (ص۲)