یک پدر مرد !
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۱   کلمات کلیدی:
سلام ! چند روز پرشین بلاگ قطع بود من یک احساس بد داشتم مثل زمانی که روزنامه ها توقیف می شد و با یک درجه تخفیف مثل زمانی که با همه وجود یک مطلب می نویسی و منتظر هستی که فردا چاپ شود اما سحرگاهان که روز نامه را موضع می اورد و تو پس از زیر و رو کردن روز نامه می بینی که چاپ نشده است . بگذریم دو باره پرشین بلاگ آمد و خوش آمد....اما باز هم یک خبر بد : در اولین یادداشت امسال در روزنامه خراسان نوشتم که بنده خدای سخت مریض است و سخت فقیر و اگر مداوا نشود فرزندانش که از قضا تیزهوش هم هستند باید نوروز 82 را سر قبرش تحویل کنند . کسی اما کمک نکرد و حالا بچه هایش سیه پوش پدر دردمند شان هستند . و به ختم سال تحویل را بر سر قبرش گرد خواهند امد بی سفره هفت سین بی شیرینی بی........ اما با هفتاد درد هفتاد زخم با هفتاد.......... خدا بخیر بگذراند روزگار مهربانی های مارا !!!!!!!!!!!!!!!!!