بعد از رمضان
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

  رمضان يك »سرمشق« بود براي»نوشتن«، پس به يك بار نوشتن آن بر سر لوحه نبايد بسنده كرد و نبايد بدان دلخوش ماند. بل، عاقل آن است كه به اندازه سطور لوحش، آن خط را بنويسد و حتي هر بار زيباتر از پيش، آنچنان كه نگاهش را هم به زيبا ديدن عادت دهد، تا زيبا شنيدن هم در پي آن بيايد و اين، زيبايي را در رفتار و كردار و گفتار هم باز توليد كند. اصلا" فلسفه رمضان يا حداقل يكي از فلسفه هاي رمضان همين است؛ توليد زيبايي و تكثير آن لااقل در يك بازه زماني يك ساله آنچنان كه ديگر يك روز هم خالي از زيبايي نباشد تا زشتي در آنجا و خلق هاي شيطاني دوباره در آن پا بگيرد. اين يك ماه، فرصتي بود براي آموزش و تمرين، اما عرصه عمل»بعد از رمضان« است و زمان و زمين مسابقه نيز هم و هيچ ورزشكاري، »تمرين« را»براي تمرين« هدف قرار نمي دهد بلكه هدف او پيروزي درمسابقه است وهيچ گاه در مسابقه تعلل و سستي روا نمي دارد و حتي يك لحظه را هم به غفلت برگزار نمي كند بلكه خوب مي داند آنچه آموخته و در تمرين ها، مكرر در مكرر به كار گرفته است را بايد در مسابقه انجام دهد تا به پيروزي برسد. همان گونه كه هيچ رزمنده اي نه از آموزش غفلت مي كند و نه پس از آموزش در جبهه، دچار غفلت مي شود و نه پلك هايش سنگين مي شود چه خوب مي داند، آن كه به گاه نبرد، سنگيني پلك ها را بپذيرد، بايد سنگيني شكست را هم بر دوش كشد و آن كه فقط به رمضان دلخوش بماند و آموزه هاي رمضان را درهمه سال به كار نگيرد، ورزشكار و رزمنده اي را مانند خواهد بود كه در مسابقه و نبرد غفلت مي كند و دلخوش به آموزش ها و تمرين ها، شانه به زير بار شكست مي دهد. اما خردمندان، دشواري آموزش و تمرين را با حلاوت عمل در زمان خود، در كام شيرين مي كنند. حالا از اين منظر، به رمضان، نگاهي دوباره داشته باشيم و با ياد آوردن اين نكته كه مي گويند»هر فردي مي تواند به مدت 21 روز خود را با مسئله اي وفق دهد«، راه خود را انتخاب كنيم تا در طول سال شرمنده نباشيم بلكه جوري حركت كنيم كه در رمضان آينده حرفي براي گفتن داشته باشيم. حرف من اين است كه هر ساله در خبرها مي خوانيم در ماه رمضان آمار جرايم كاهش مي يابد، اما بعد از رمضان، باز آمار سير صعودي به خود مي گيرد حال آن كه ما اگر در رمضان به خوبي ها عادت كنيم و اخلاق رمضاني داشته باشيم اين مسير نبايد صعودي باشد، بلكه بايد روي يك خط حركت كند كه اگر چنين باشد باز در رمضان آينده از آمار جرايم كاسته خواهد شد و باز نمودار ارتكاب جرم روند نزولي خواهد داشت و رمضاني ديگر و سال ديگر هم اين روند ادامه خواهد داشت... ولي اين گونه نيست، گواهش هم آمار جرايم است، اما چرا شايد يكي از دلايلش اين باشد كه به فهم رمضان نرسيده ايم و با خود قرار نگذاشته ايم از آموزش هاي رمضان در جبهه يك ساله زندگي استفاده كنيم والا اوضاع نبايد اين مي شد كه هست. مگر نه اين كه ما در شب هاي قدر »العفو« مي خوانيم و »استغفرا...« مي گوييم و اشك مي ريزيم و بر سر و سينه مي زنيم پس چرا همين كه ماه رمضان به پايان مي رسد، باز روز از نو و روزي از نو و فراموشي همه چيز
بدتر از اين را همكار اجتماعي نويس ما از خانه يكي از مداحان مشهور مشهد كه از قضا خوش گريه هم هست! روايت مي  كرد: در خانه بزرگ و گران قيمت مداح كه آب سردكن  هاي چند صد هزارتوماني هم هست، حرف از امام علي بود و همه گريه مي كردند. منبري هم در سخنان خود در جمع حضار به نوشته ها و گزارش هاي اجتماعي خراسان درباره مردم نيازمند توجه مي داد و همه هم به نشانه افسوس سر تكان مي دادند و من با خود فكر مي كردم اينان عزم خود را در كمك به نيازمندان و پرهيز از اسراف و گستراندن سفره هاي اشرافي جزم خواهند كرد. اما.. پس از پايان منبر، همان ها كه سر به افسوس تكان مي دادند مسابقه تجمل را پي گرفتند و از سفره هاي آن چناني سخن مي گفتند و حافظه شان چنان كوتاه مدت بود كه دقايق پيش را هم به ياد نمي آورند. مي گويم در جامعه اي كه بعضي ها براي رفتن به مجلس تعزيه هم گريم مي كنند و در مجلس عزا، آرايش و جواهرات خود را به هم نشان مي دهند، جز اين انتظار نيست، براي آنها گفتن از مولا علي، هم سرگرمي است. خود مداح هم با نام او به نگاه حرفه، مي نگرد والا اگر يك جلوه از آنچه مي گوييم در رفتارمان جاري شود، اين نخواهيم بود كه هستيم و روزگارمان هم اين نخواهد بود. اگر درس رمضان را فرا مي گرفتيم، »بعد از رمضان« باز تيراژ دروغ روي ميليارد نبود و نفاق و ريا و چند چهرگي و نامردي و چشم بستن بر حق و... به سكوت در جاي فرياد و فرياد در جاي سكوت و اين قدر فراوان نبود. بگذريم، گذشته ها گذشت. اما بياييد امسال، حرمت رمضان را چنان نگه داريم كه بعد از رمضان با خود رمضان تفاوتي نداشته باشد و باز رمضان به پهنه همه سال باشد.