معلم استشهاديون
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

براي بزرگ شدن، لزوما" نبايد به درازاي يك قرن، روزها را شماره كرد و نه حتي درجات علمي را يك به يك تا اعلا درجه طي كرد. براي فهم موضوع نگاه كنيم به كربلا كه براي هميشه سرمشق زندگي ماست و به صحنه عاشورا كه در آن بزرگي هم به بزرگي رسيد. و راستي چه كسي مي تواند بگويد در كربلا، »علي اصغر« از علي اكبر، قاسم از آن پير سپيدموي عاشقي كه آرزويش رنگين شدن محاسنش به خون سرش در ركاب امام حسين كوچك تر بود در كربلا اگر بزرگي به سن و سال و مدارج علمي بود، اصلا" نبايد قاسم و عبدا... و علي اصغر، محلي از اعراب مي داشتند، حال آن كه حضور فخيمانه و فاخرانه اينان، اعراب دنياخواه را و تبار عقيدتي آل ابوسفيان را چنان رسوا كرد كه يك دانشمند غيرمسلمان پس از قرن ها، بگويد اگر در كربلا، هيچ حادثه اي رخ نداده بود جز شهادت»علي اصغر«، همين كافي بود تا به بطلان يزيد و مرامش و حقانيت حسين و مكتبش ايمان بياوريم.

آري، گاهي براي بزرگ شدن بايد راز بزرگي را فهميد، رازي كه در خون نهفته است و جز به شهادت آشكار نمي شود. رازي كه به رمز بين تشيع بدل شده پاست و هرانسان هم بايد در پي كشف آن باشد و اين نيز درس عاشوراست و »حسين فهميده«، اين كوچك بزرگ، آن را كشف كرده بود و همين كشف و شهود بر تن او رداي معلمي استشهاديون پوشاند تا از آن پس، نامش، معناي شهادت و شهادت خواهي شود. فهميده، زندگاني»طولاني« نداشت اما پهنه وسيع»عرض« زندگي اش، عرض و آبروي ايران شد و آبروي دشمن ببرد و نشان داد، تمدن فهميده ها هم حتي، نه طولي بلكه عرضي شكل مي گيرد و در يك مدت كوتاهي مي تواند به ذخيره اي براي نسل هايي كه در طول فهميده ظهور مي كنند بدل شود. تمدني كه به يكي از فرازهاي تاريخ دفاع مقدس تبديل شد و به عنوان يكي از موقف هاي جنگ بايد مورد مطالعه انسان شناسان و دين  پژوهان و حماسه شناسان قرار بگيرد. اگرتاريخ شهادت فهميده حتي پررنگ تر از برخي عمليات هاي موفق دفاع مقدس در تقويم ها نوشته مي شود براي اين است كه حضور شكوهمندانه او، باعث قوام فرهنگ ايثار شد و او خود هم سرسلسله مرداني كه به سلسله موي دوست سر، نثار مي كنند. و از آن پس چه بسيار»فهميده «ها كه»حسين«گونه تكرار شدند تا آن هل من ناصر ينصرني غروب عاشورا كه از مأذنه گلوي زخمي حسين عليه السلام فرياد شد، به زيبايي هر چه تمام تر درعاشوراهاي مكرر تاريخ پاس بگيرد.

من بر اين باورم كه حسين فميده، معلم استشهاديون شد و راهنمايي»نخوانده«، »راهنماي« خيل بزرگاني شد كه»شهادت« را براي ماندگاري»شهادت« برگزيدند. در اين كه امام عظيم الشان انقلاب، او را رهبر خواندند، نيز رازي نهفته است و مطمئنا" اين كلام كه نه يك شعار بلكه آيه معرفت و ترجمه حقيقت و امام از اين حقيقت پرده برداشتند و گويا آينده ها را مي ديدند كه مدل هاي»حسين فهميده« در ايران و لبنان و فلسطين و... تكثير شوند و با شهادت خود زندگي را »معنايي نو« بخشند و چراغ آزادگي را روشن كنند و كاري »فهميده«وار بكنند و باز حسين فهميده، به عنوان بنيادگذار اين سنت حسنه، در همه حماسه ها نقش آفرين است كه هر كس سنت حسنه اي پايه بگذارد، تا آن سنت پابرجاست، او نيز تمام قامت ايستاده است و...

نكته اي كه بايد هميشه در ياد داشت نقش ماجراي شهادت فهميده، در جريان سازي رسانه اي جنگ و تاثير فراوان او در بعد رواني و حتي نظامي دفاع مقدس است كه پرداختن به آن مجالي در خورمي خواهد و ما در اين مقال به همين بسنده مي كنيم كه»حسين فهميده« با فهم درست از راز بزرگي، به يكي از بزرگان تاريخ حماسه تبديل شد و اين راه نه تنها بسته نيست كه رويداد در هر عصر متناسب با زمان و زمينه خود، براساس بازفهمي و قابل باز توليد و راه همچنان باز است و امروز هم مي توان هم»حسيني« بود و هم»فهميده« و هم در زندگي، روح خدامحوري او را جاري كرد و زيبا گفت آن شاعر شعورمند كه »درمكتب ما كودك كسي است كه يا علي نگفته باشد« و فهميده، و همه كودكان ما همان زمان كه يا علي را از بن جان فرياد مي  كنند، بزرگ مي شوند!(۸/۸/۸۵-ص-۲)