بيماري مدرن اجتماعي
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

گم شدن عنصر امانتداري در جامعه، فرايندي اعتمادسوز است. اگر اعتماد از بين برود، سنگ هم روي سنگ بند نمي شود و ديگر نه قانون، نه بند و زنجير، نه قاضي و نه پليس و نه هيچ چيز ديگر نمي تواند سنگ هاي از هم گسيخته يك بناي ويران را دوباره كنار هم بنشاند و بنايي بسازد كه رفعتش در چشم جا بگيرد. و نه مي توان آدم ها را دوباره به گونه اي به هم مطمئن كرد كه در كنار هم نهادينه كردن اعتماد را به دست دهد، حالا از اين منظر كه به كوچه هاي جامعه نگاه مي كنيد و كلاهبرداري ها و كلاه گذاري ها، خلاف وعده ها و خلف قول ها و ازهمه مهم تر، آنچه امروز در جامعه به چشم مي خورد كه مي توان آن را »بيماري رايانه اي« ناميد، هر كدام به هر تعداد كه تكرارمي شوند، چونان دشنه اي زهرآلود در پيكر اعتماد اجتماعي فرومي روند و با اين روندي كه شكل گرفته است و حتي شتاب هم مي گيرد، چشم انداز فردا، در خور شأن مردم ما روشن نيست. از »بيماري رايانه اي« گفتم و به يادم آمد كه چند روز پيش يك كارشناس هشدار مي داد، نسبت به خطري كه از طريق رايانه سلامت جامعه را تهديد مي كند هوشيار باشيم. او حتي مي گفت، گوشي هاي همراه خود را هم در اختيار تعميركاران غيرمطمئن ولو متخصص قرار ندهيد چون مي توانند با ترفندي از اطلاعات آن سوءاستفاده كنند. او تأكيد داشت گوشي خود را در اختيار افراد مختلف هم قرار ندهيد چون ... راست هم مي گفت او، حداقل در خبرها، كم نخوانده ايم، كه اطلاعات خانوادگي افرادي طعمه سوءاستفاده چي هايي شده است كه مثل آب خوردن، آبروي ديگران را مي برند.

ماجراي آن مداح، استخر زنان، دختر جوان و ... نشانگر اين بيماري است و نشانه يك اخلاق بد، اخلاق بدي كه امنيت اخلاقي جامعه را هدف قرار مي دهد و اعتماد افراد به يكديگر را هم به شدت آسيب مي رساند و ديگر كسي جرأت نمي كند ديوار خانه اش را به ديوار ديگري تكيه دهد تا به گاه حادثه، تكيه گاه هم باشند. حالا در بعضي از چشم ها، ديگر آن نگاه محبت موج نمي زند و از نگاه ها، نمي توان اعتماد به سپردن امانت كرد. راستي يادش به خير زماني كه مردم مال و بالاتر از آن، جان و ناموس خود را نزد هم به امانت مي گذاشتند وامروز، نه مي شود، »خودرو« را به كسي داد و نه حتي گوشي تلفن همراه را. نگوييم، همه كه امانت ستيز نيستند، من هم مي دانم، اما سدهاي بزرگ را هم يك رخنه از هم فرو مي ريزد و اعتماد عمومي را همين »ناجوانمردان« هرچند اندك چنان آسيب مي رسانند كه هيچ »جوانمردي« نتواند آن را بازسازي كند.
اصلا" مگر چند نفر در جامعه دزد هستند كه اين همه هزينه قفل و چشم الكترونيك و دزدگير و ابزارهاي حفاظتي مي شود اين درست مسئله اعتماد است كه به اين روز درآمده است. بداخلاقي گروهي كاربازار رايانه وگوشي همراه را هم به اين روز درآورده است و راستي بد روزگاري است، كه دزدي هاي مدرن و بيماري هاي رايانه اي، سلامت جامعه را تهديد مي كند و كمتر مي توان دست اين سارقان را در دستبند ديد. اما زياني كه آنها مي زنند از هر دزدي بدتر است ...
(۱۸/۸/۸۵-ص-۹)