نگين سبز عرفان و شور ايمان در بهار سمنان
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

بهار با تو مي آيد 


بهار، همان دمي است كه نسيم، عطر تو را آورد. تونوروز زماني و نفست به زمين، فرمان رويش مي دهد. با تو چنان بهار را باور كرده ايم. كه ديگرهيچ خزاني را باور نداريم.
يا علي
به ما آموخته اند كه كودك كسي است كه ياعلي نگفته باشد و ما، اما، همان دم كه براي اولين بار، دست به زانو گرفتيم و يا علي گفتيم، بزرگ شديم واينك با تو،بزرگ تر از هميشه ، بزرگي ايمان را به تجربه اي عاشقانه قامت افراشته ايم، اي پسر حيدر، يا علي!

با تو بزرگ مي شويم
راز خروج از ظلمت و تاريكي، ولايت است و من تصوير نوراني تو را، چونان براتي عارفانه، براي خروج از ظلمت وخروج بر ظلمت ، سردستان كوچكم بلند مي كنم، تا بزرگ شوم. بزرگ با تو، كه از هر واژه دعايت، زمين، زمين، لاله و نرگس مي رويد.

پور روح ا...
...و اين انقلاب، بي نام امام خميني در هيچ كجاي جهان، شناخته شده نيست. اين كلام ماندگار پورمعنوي حضرت روح ا... است و ...اينك ، جامعه ، روحانياني از جنس خميني نياز دارد كه روح اميد و زندگي در رگ جامعه بدمند و صادق باشند وساده، مثل آينه، مثل آب، مثل خميني...


بيعت دوباره
...و وضو تازه مي كنيم، قشنگ ترين لباسمان را مي پوشيم و قشنگ ترين واژه ها را بر مي گزينيم تا در بيعتي دوباره با علي، ايمان تازه كنيم و نشان دهيم ، اينجا ايران است، ايراني كه با همه وجود به كوفه، كافر و به كربلا ، مومن است. پس ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند! ما اهل كربلاييم/ از هرچه بد جدائيم/ عشق است پرچم ما/ ما اهل نينوائيم...


خدمت و عبادت
... خدا مي داند، خدمت به شما مردم، وظيفه همه مسئولان است و آن كسي عزيزتراست كه براي شانه دادن به زير بار خدمت، شايق تر و عالم تر و تواناتر باشد.


قطره، درياست
قطره، درياست، اگر با درياست، پس به كوچكي اندامم نگاه نكنيد، به بزرگي ايمانم بنگريد و درياي اراده اي به جهاد و عشق به ايران كه به گاه خطر، از من »حسين فهميده«اي مي سازد. يك دريادل، بزرگ مردي كه معلم شهادت شد و من شاگرد اويم كه امام او را رهبر خواند، پس آقا، گوش به فرمان ايستاده ام و ايستاده ايم!


همه فرزندان من
همه فرزندان من ! اينان، جوانان سلحشور سمنان، جوانان سلحشور ايران، جوانان حق طلب جهان، همه فرزندان منند. فرزندان من!
...و ما همه فرزندان اوييم، آن سان كه سلمان فارسي، آن بزرگ، به مقام فاخر» منااهل البيت« رسيد، در هنگامه اي كه نسبت به ابوالهب با پيامبر، به »تبت يدا« قطع شد.


مسيحانفس
....عاشقي گفت: كسي مي آيد
مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد
جمله فرياد و سروديم به ني نامه عشق
زده ام فالي و فريادرسي مي آيد

سبزترين نگين تو سبزترين ترين نگيني كه برانگشتري عشق، مانده است. تو تعبيرروياي صادقه اي كه از آستانه ظهور، مرا در ياد مانده است...و اينك ؛ اين حرف دل اهل سمنان است كه؛
رواق منظر چشم من آشيانه توست
كرم نما و فرود آ، كه خانه، خانه توست


هيبت حيدري
هيبت حيدريت زيبا بود
شعر چشمان تو بي همتا بود
جملگي چشم شديم بر رويت
هرچه ديديم و نديديم همه آقا بود

ناب ترين ترانه
حرف نمي زنم چنان ، ناز نمي كنم چنين
حرف بزن تونازنين، ناز بكن قبله ترين
قبله عاشقانه اي ناب ترين ترانه اي
جمله سكوت ما ببين، حكم به خوان فقط همين