جريمه 20 هزار توماني
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
20 هزار تومان جريمه شده بود به دليل سرعت غيرمجاز، اما راضي به نظر مي رسيد. جر نمي زد مثل خيلي ها و تير طعنه هم در چله زبان نداشت و خود را در جايگاه حق نمي دانست و پليس را باطل نمي شمرد. مهندس بود و اهل حساب و كتاب؛ مي گفت: پنجشنبه هفته گذشته كه از خراسان رضوي راهي خراسان جنوبي بودم، گشت نامحسوس پليس مرا متوقف كرد و به خاطر سرعت حدود 150 كيلومتر، جريمه ام كرد. او راضي بود از اين امر كه اين اخطار او را متوجه كرده بود نسبت به وضعيت رانندگي اش.
J از زبان آنهايي كه به محض جريمه شدن هزار بد و صدهزار بيراه مي گويند، هم كم نشنيده ايم كه جريمه شدن خود را به حساب اضافه كاري پليس و اجبار براي تمام كردن قبض هاي جريمه و جمع آوري پول براي دولت و... مي گذارند، اما نمي گويند ما خلاف كرديم. اما...
J دركتاب»جامعه شناسي خودماني« نوشته حسن نراقي، مطلبي به اين مضمون مي خواندم كه پليس، معمولا" ساده ترين كار را انجام مي دهد و برگه هاي جريمه را زيربرف پاك كن اتومبيل هايي قرار مي دهد كه مثلا" خلاف پارك شده و راننده اي هم نيست كه با پليس به بحث بپردازد. حال آن كه از پليس توقع است كه درجاده و شهر، با چشم باز هم مراقب حدود و ثغور قانون و هم حافظ امنيت روان و سلامت جان مردم باشد نه اين كه به اتومبيل هاي پارك شده بپردازد.

اين هم خواسته منطقي بود و حالا، اين خواسته كه روزي مطالبه شده بود، امروز به واقعيت بدل شده است و پليس در جاده و خيابان، بي هراس از زبان اعتراض رانندگان، به اعمال قانون مي پردازد.
J وقتي كار به اعمال قانون مي رسد، بسياري از كساني كه جريمه شده اند، به اعتراض مي گويند پليس برود مرز را ببندد كه اين همه موادمخدر وارد كشور نشود و جوانان مردم را بدبخت نكند و... راست هم مي گويند اما بحث را با هم خلط كرده اند. چون اعمال قانون در داخل اگر به اندازه حفظ مرز مهم نباشد، كم اهميت تر هم نيست چه در شهر بي قانون چيزي نمي ماند كه به خاطر حفظ آن به فكر بستن مرز باشيم. آدم از خانه آباد خود دفاع مي كند، ويرانه كه ارزش دفاع كردن ندارد. پس هم مرز را بايد بست و هم در داخل شهر و جاده، همه بايد مرزهاي قانون را محترم بشماريم.
J مي گفت: پول دادم، ماشين مدل بالا خريدم كه با سرعت بروم والا اگر قرار سرعت 90-80 كيلومتر بود كه با ژيان هم مي شد رفت! او هم درست مي گفت اصلا" حق ما در برخورداري از جاده استاندارد و مطمئن، اين نيست كه هست.

حق ماست كه همه جاده هاي ما اتوبان باشد نه اين كه مثلا" استان هاي خراسان كمتر از 40 كيلومتر اتوبان داشته باشد!
كشور فقيري هم نيستيم كه اين قدر در بحث جاده فقير باشيم اما... اما تا وقتي جاده ها با استاندارد دلخواه فاصله دارد و واقعيت تلخي به نام جاده هاي فعلي، زمين را هم شرمنده مي كند، چه مي شود كرد
وقتي از مشهد تا زاهدان، جاده دوبانده نداريم چه مي شود كرد؛ آيا جز رعايت سرعت مناسب با اين جاده ها، چاره اي داريم
آيا مي شود در جاده هايي كه نقاط حادثه خيزش كم هم نيست، با سرعت بالا رانندگي كرد!
آيا و آيا... و آيا... واقعيت، وضع موجود است و تا رسيدن به وضع مطلوب بايد شرايط وضع موجود را درك كنيم و توقعمان را همسان با آن تنظيم كنيم. اين اصلا" به معناي فراموش كردن مطالباتمان در بحث جاده نيست.
J بياييم، قانون را حرمت نهيم و به خود هم احترام بگذاريم و با رعايت حدود قانون، حقوق ديگران را هم محترم بشماريم و در پي حق خود، پاروي حقوق ديگران نگذاريم بلكه در پي احقاق حقوق همه باشيم.
(ص-۶)