درخت معجزه
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
 در صحن و حرم شما درخت نيست، من اما درخت هاي معجزه اي را مي بينم كه ميوه هاي ايمان و يقين مي دهد. اينجا چشمه هم نيست، اما چشم هايي را مي شود ديد كه از شهود سرشارند و لب هاي زيبايي را به تماشا مي گذارند كه هركدام هزار چشمه لبخند از آن جاري مي شود ...
 در هيچ جايي، هيچ خانه اي مثل حرم شما، آقا، احساس آرامش نمي كنم. انگار يك قرار عاشقانه بسته شده است كه همه بي قراري ها اين جا به قرار آيد و سكينه قلب جمله مومنان به اوج برسد ...
و راست گفته كه؛
هرجا دلي شكست به اينجا بياوريد
اينجا بهشت - شهرخدا - شهر مشهد است

شما، نهايت مهرباني هستيد، اصلا" مهرباني را مي شود به شما معنا كرد. اصلا" اگر قرار باشد مهرباني، تجسم يابد، به يقين مي شود امام رضا. اگر جز اين بود كه همه آهوها براي افتادن به دامان شما از جان نمي گذشتند، آخر براي رسيدن به مشهد شما، بايد از جان گذشت. اينجا، آن كه از جان نگذشته باشد، جايي براي عاشقي نمي يابد. شما آن قدر مهربانيد آقا، كه خوب و بد، مسلمان و كافر، همه با ايمان به بزرگواري شما، سر سفره احسان شما مي نشينند و يقين دارند، شما حتي از ايمان آنها نخواهيد پرسيد، بل همه را تكريم خواهيد فرمود. آخر شما حجت خدايي هستيد كه براي روزي دادن، از نام و از ايمان كسي نمي پرسد.
 من خيلي ها را ديده ام كه ميان سقاخانه و پنجره فولاد هزار بار به عشق مي روند و به معرفت باز مي آيند. مثل سعي بين صفا و مروه. گفتم صفا و مروه و ياد يك نشانه افتادم؛ آيا »صفا«ي باطن قبيله عاشقان در »مرو«. اشارتي به حج فقرا نيست رابطه »مرو« و »مروه«، رابطه احمد و احد نيست اگر نيست، پس اين همه شيدايي براي چيست اگر نيست چرا بهشت هم به اين قطعه خاك، رشك مي برد با خود مي گويم بايد تأمل كرد و رابطه رمزآلود »مرو« و »مروه« تا نسبت صفا به صفاي فوران كرده در حرم عارف شد.
 سال ها مي آيند و به پايان مي رسند، واژه ها، در مدح شما، شعر مي شوند و به حسن ختام مي رسند، حال آن كه شما، پايان نداريد و عجيب اين كه مشهد شما براي اهل شهود هم، شروعي تازه است براي عاشقي.
(ص-۶)