ايدز غولي كه در مشهد قد مي كشد
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
 گفته مي شود در مشهد بيش از 300 نفر به ايدز مبتلايند و براي به دست آوردن آمار نزديك به واقعيت اين رقم را در عدد 5 ضرب مي كنند و براين اساس مي توان نتيجه گرفت كه بيش از يك هزار و 500 نفر در اين شهر به بيماري ايدز مبتلايند و به قول بعضي ها، هزار و 500 بمب متحرك در شهر درآمد و شد هستند. اين خبر، يك واقعيت است، اما يك واقعيت تلخ تر هم وجود دارد و آن سهل انگاري و نبود كنشگري هدفمند براي چاره كار است. نمي دانم اگر به جاي اين همه »بمب«، اگر يك »مين« در شهر كار گذاشته مي شد چه ها كه نمي شد و چقدر نيرو كه بسيج نمي شدند اما در برابر اين بمب هاي خطرناك كه هم بر جان مي زنند و هم به هر دليل بر آبرو آن گونه كه بايد كاري نمي شود. راستي چرا كسي مي تواند پاسخ بدهد اين كه ما جامعه اي اخلاقي هستيم و باز كردن موضوع به اخلاق جامعه، آسيب مي رساند هم نمي تواند توجيه منطقي و به صواب باشد.

چون آسيب با توليد بيماري وارد شده است و اين كه ازآن سخن نگوييم، تنها چاره كار را به تعويق مي اندازد. والا به اندازه هر بيماري كه اضافه مي شود، اخلاقيات هدف قرار گرفته است. چه بگوييم و يا با چشم بسته بگذريم و به سكوت برگزار كنيم، چيزي عوض نمي شود. فقط در مثل مي شود مثل وجود يك بمب در گذرگاه و پرهيز ندادن مردم ازآن گذر، در مثل هم مناقشه نيست. مناقشه اصلي بين ما و خودمان است كه هنوز نتوانسته ايم با اين واقعيت تلخ كه چون دشنه در هويت و حيثيت ما فرو رفته است مسئله مان را حل كنيم. فكر مي كنيم اگر براي حل آن تلاش نكنيم، مسئله از بين مي رود، حال آن كه در مقوله همين ايدز هم بايد دريافته باشيم، هرچه چشم مي بنديم اين غول، پيشتر قد مي كشد. ديدن مسئله هم هيچ گاه به معناي برخورد با قربانيان اين »غول« نيست، بلكه يافتن راهي براي بستن راه آن است و الا پرداختن به معلول و غفلت از علت كجا جواب داده است كه اينجا دومش باشد. برخورد با قصه مواد مخدر، حالا ما را به جايي كشانده است كه بايد براي پيش گيري از سوءمصرف آن تلاش كنيم و ... خوب در بحث »ايدز« هم قصه همين است اگر درست وارد مسئله نشويم. از اين كه بگذريم بايد براي جامعه توضيح داد كه هر بيمار ايدزي، لزوما" دچار فساد اخلاقي نيست، بلكه اعتياد بيشترين قربانيان را دارد و از اين گذشته، يك فرد اخلاقي، قانونمند و متشرع هم با ابزار دندان پزشكي آلوده، انتقال خون مشكل دار و ... هم مي تواند آلوده شود، حال آن كه او اصولا" آلوده دامن نيست. پس بدانيم هر آلوده به بيماري اي، دامن آلوده ندارد. هرچند زاويه سياه ماجرا اين است كه سهم تردامني ها در توليد بيمار ايدزي دارد رو به فزوني مي گيرد. به هرحال، در مشهد يك هزار و 500 بيمار وجود دارد كه مي توانند ناقل بيماري باشند مخصوصا" كه بعضي از اين افراد در پي انتقام گرفتن از جامعه هستند و اگر چاره اي انديشيده نشود و اگر مردم نسبت به راه هاي انتقال و راه هاي پيشگيري از ورود ويروس به بدن اشخاص اطلاع رساني صريح و شفاف صورت نگيرد، فردا، روزگار تلخي خواهيم داشت.
از ياد نبريم اين خطر مي تواند هر كداممان را تهديد كند، حتي ماهايي را كه متشرع و اخلاقي هستيم، چون اگر پاك دامن باشيم و فارغ از اعتياد، اهل رفتن به آرايشگاه و دندان پزشكي كه هستيم و كسي هم تضمين نداده است كه بيمار نشويم و سر و كارمان به بيمارستان و نيازمان به خون نيفتد. پس اگر فقط به سلامت خود هم فكر مي كنيم بايد كاري بكنيم ....
(ص-۶)