اهليت در انتخابات
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:
اهليت يكي از مولفه هاي اصلي است كه انتخاب كنندگان بايد آن را در نظر داشته باشند و به كسي راي بدهند كه بالاترين درجه اهليت را داشته باشد.
هرچند از منظر بعضي ها، هيچ كدام از نامزدها، از كمال اهليت برخوردار نباشند، اما عقل سياسي حكم مي كند نام كسي در برگ راي نوشته شود كه نسبت او در اهليت از ديگري بالاتر است. از ياد نبرده ايم كه امام عظيم الشأن انقلاب، به تاكيد از ما خواستند كه نگذاريم انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. تكليف نامحرمان كه روشن است و ملت هم نشان داده است او را با نامحرم، جز در ميدان جهاد، كاري نيست اما اجازه مي خواهم از روح بلند امام بزرگوار، به مقوله نااهل، ورودي متفاوت داشته باشم و از اين منظر به مقوله نگاه كنيم كه »اهليت« را به نسبت »مسئوليت« بسنجيم و با اين عيارسنجي، اهليت مفهوم واقعي پيدا مي كند و نه سياسي. يعني با توجه به مثلا حوزه پزشكي، متخصص علم طب، »اهليت« اظهارنظر و عمل دارد، اما فلان عالم پارسا و فرزانه و يا خلبان متبحر و مهندس كاركشته اهليت ندارد و اين ضعف عالم و خلبان و مهندس هم نيست و چنان كه پزشك، اهليت اظهارنظر در امور فني را ندارد و هر دو براي خلباني اهل نيستند و هرسه براي اظهارنظر در حوزه علوم اسلامي فاقد اهليت هستند. پس بسته به حوزه اي كه براي افراد درنظر مي گيريم بايد اهليت آنها را بسنجيم. چنان كه در بحث مجلس خبرگان، قانونگذار براي مجتهدان اهليت قائل شده است و باز در انتخاب از ميان مجتهدان اين ما راي دهندگان هستيم كه بايد درصد بالاتر اهليت را بيابيم و به دارنده اش راي بدهيم.

من معتقدم در اين حوزه، بايد به كسي راي داد كه سواي داشتن شرط اجتهاد كه شرط عمومي است و ساير شروط مصرح در قانون. در حوزه نظر و عمل و مديريت صاحب تجربه باشد، چون مي خواهد كلان ترين مدير كه همان رهبر جامعه است را انتخاب كند، خوب بايد خود اهل مديريت باشد، تا مدير و مدبر را بشناسد، خود با زير و بم مسائل نظري و عمل علم اقتصاد و سياست و اجتماع، آشنا باشد، تا به بهترين گزينه راي دهد. پس اهليت چنين فردي نسبت به كسي كه عمري را فقط در حوزه نظر گذرانده است و به جد هم قابل احترام است بيشتر است، هرچند مرتبه علمي او نازل تر باشد. درخصوص شوراها هم با توجه به كاركرد نهاد شوراها كه تمشيت امور شهري، تدبير فرهنگ شهروندي، توسعه امور رفاهي، تلاش براي آباداني شهر و رونق اخلاق و افزايش دانستني هاي شهروندي و... است بايد به كساني راي داد كه در امور مهمه اين حوزه، داراي دانش و تجربه و كارنامه باشند و نسبت اهليت آنها در برابر ديگران از درجه بالاتري برخوردار باشد. فكر مي كنم زمان آزمون و هزينه خطا را پرداختن و باز هم آزمودن بايد به سرآمده باشد و بايد صلاحمندان داراي كارنامه كه صالح و صادق و صريح و توانا هستند را برگزيد و كليد شهر را به عنوان »امانت« به آنها سپرد و مطابق برنامه اعلامي آنها، كار طلب كرد...
به ياد داشته باشيم كه زندگي در شهري خوب، آباد، بانشاط و آرامش و امن حق ماست اين حق را هم بايد با بهگزين افراد داراي صلاحيت و اهليت به دست آوريم و بدانيم كه زندگي خوب، شهر خوب، برازنده ماست.
(ص-۲)