راي ايراني
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

جامعه هدف اين نوشتار چند گروه هستند اول آنان كه مثلا گروه الف را اصلا قبول ندارند، اما از عملكرد گروه ب، دلخورند. لذا درحالت قهر به سر مي برند. و دارند پاسخ عملكرد گروه ب را مي دهند آن هم با راي ندادن! حال آن كه اگر بنشينند و حساب و كتاب كنند، درخواهند يافت، راي ندادنشان به اندازه راي دادنشان موثر است و از نيامدنشان و در مرحله اول خودشان و در مرحله دوم «گروه ب» ضرر مي كنند، اما همه بهره را «گروه الف» مي برد كه با حضور سازمان يافته طرفدارانش، در نبود آنها، در جايگاه پيروز قرار مي گيرد. حال آن كه اگر، آنها راي بدهند، حداقل كسي انتخاب مي شود كه نسبت نزديك تري با آنها دارد...

گروه دوم آنهايي هستند كه به راي دادن، به ديده تكليف مي نگرند و اينها ناگزير خواهند آمد و به آن كه تكليفشان اقتضا كند، راي خواهند داد و حضور اينان را بايد گرامي داشت و به تعمق در انتخاب فراخواندشان تا با راي به افراد شايسته تر، شايسته سالاري را معنايي تازه بخشند.

گروه سوم، اما، كساني هستند كه، راي دادن را حق خود مي دانند با اين تفسير كه مي توانند از حق خود به صورت اثباتي استفاده كنند و با حضور در پاي صندوق ها، فرد مورد نظر خود را برگزينند و هم مي توانند با استفاده از شكل سلبي آن، جمعه را در خانه بمانند و نه سر انگشت آبي كنند و نه شناسنامه، به مهر بيارايند. اينان هم اما اگر توجه كنند كه شيوه اثباتي، همواره كارسازتر از شيوه سلبي است در خواهند يافت بايد از حق خود به شكل مثبت بهره برند. چون استفاده سلبي، تنها حق خود آنها را ناديده مي انگارد و هم آن كه را با او خويشاوندي اعتقادي بيشتري دارند و نامزد هستند را متضرر مي كند و باز در اين ساحت هم آن كه از شيوه سلبي حق گرايان، منتفع مي شود و به اثبات خود مي پردازد، هماني است كه درصورت حضور، قطعا به او راي نمي دهند.

گروه چهارم هم كساني هستند كه نه سر عناد دارند و نه اهل قهرند و نه حتي دلخوري، بلكه تنبلي آنها را از رفتن پاي صندوق بازمي دارد و شايد هم هنوز انتخابات براي آنها موضوعيت ندارد و براي بعضي هم اولويت نخست نيست، يعني اگر روز جمعه حال داشتند، ديد و بازديد خود را انجام دادند، تفريح خود را هم كردند و تلويزيون هم برنامه جذابي نداشت و كسي هم به خانه شان نيامد و شناسنامه شان دم دست بود،شايد بروند راي بدهند، البته شايد! اين گروه را فقط بايد بيدار كرد و بايد با يادآوري و باز هم يادآوري، آنها را پاي صندوق ها كشاند. فكر مي كنم اگر هركدام از ما بتواند يك نفر را با خود پاي صندوق ها ببرد، مي توانيم يك انتخابات پرشكوه داشته باشيم كه هيمنه حضور آگاهانه ما را در چشم دوست و دشمن بنشاند و تحسين همگان را برانگيزد و ايراني را جز اين نشايد.(ص-۱۲)