صد تومانی دخترک و صد میلیارد تومان آقازاده طلبکار !
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۱   کلمات کلیدی:
سلام بر همه بندگان خوب خدا مهربان مردم سرزمین همیشه بهار ایران . نمی دانم بازهم فرصت نوشتن خواهد بود یا سفر شعر فاصله خواهد خواند . اگر فرصت نبود پیشاپیش عاشورا را تسلیت و نغمه خوانی بهاران و نوروز سعید را تبریک می گویم و آرزو می کنم جانتان بی بلا روحتان سبز و اندیشه تان سرخ باشد.واین سبز سرخ بر شما مبارک گردد. ............................ اما برای امروز باز هم یک قصه تلخ : سعیده دختر مهربانی است .درسخوان .منظم و خوب .او دیروز جرات نمی کرد به خانه شان برود شاید هم رویش نمی شد.او اسکناس صد تومانی همراهش را گم کرده بود! صبح ان روز پول را از پدرش گرفته بود تا همکلاسی هایش نگویند همیشه جیبش خالی است! اما ان پول گم شده بود و او به خانه شان نمی رفت ....دلم بد جوری سوخت بدجوری ! یاد آقازاده های صد میلیلرد تومانی افتادم که از همه هم طلبکار هستند. یاد کثافت هایی افتادم که زالو را شرمنده می کنند . یاد کوفه علی افتادم یاد سخنان مولا که از عدالت می گفت و اخر سر بر سر پیمان گذاشت اما امروز ما به نام او معاویه وار عمل می کنیم ..... سعیده تنها یک نفر نیست نام میلیون ها نفر است که دیریست طعم میوه گوشت و....را از یاد برده اند و در حسرت یک وعده غذای خوب و لباس مناسب مانده اند بسیاری هم اصلا میوه یا غذایی نخورده اند که طعمش از یادشان برود ! انها که بی حساب می خورند یا خود دزد هستند یا پدرشان و الا از اسمان بر سر بعضی طلا و بر سر بعضی بلا و فقر نباریده است و تا وقتی ماجرا این است عدالت ارزویی محال بیش نیست ! بگذریم سال دارد نو می شود خداکند ما هم نو بشویم و به باور های نو برسیم و به یک هوایی تازه تر . نگویید اسم آقازاده چیست؟ نام او دروغ است و بی عدالتی . نام او کلمه را شرمنده می کند .