حکیم نمک نشناس!
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:
سلام ! اول از همه یک خبر:یک وبلاگ دیگه هم با اسم"قلم به دست مزدور" البته بدون علامت تعجب باز شده و عدل آمده و شده همسایه ما! نمی شناسمش اما ادب حکم می کند به او خیر مقدم بگویم . بلاخره زیاد شدن تعداد قلم به دست های مزدور هم می تواند یک نهضت باشد ! بگذریم. پس از درج مطلب" می دانید چه چیزی را به معامله گذاشته اند؟" در ستون آزاد روزنامه خراسان تعدادی از دوستان لطف کرده و تماس گرفتند اما همه بر غم من افزود ! همه می گفتند آنچه مرا برآشفته است "یکی از هزاران است" که همه هر روز می بینند! ومن افسوس خوردم افسوس سرمایه هایی که بدون بازده ملی به این کشور و آن کشور می بخشیم و آخر کار کسی مثل عبدالعزیز حکیم می آید و نمک خوردن را از یاد می برد و هرچه نمکدان است را یک جا می شکند و می گوید: مابه ایران اجازه نخواهیم داد در عراق به اهداف خود برسد! کسی نیست به این آقایان نمک نشناس بگوید ایران بزرگ را به عراق احتیاجی نیست. طلب هزار میلیلرد دلاری ما را بابت تحمیل یک جنگ راهم عراقی ها باید بپردازند. نگویند صدام بود که جنگ کرد ! او که نمی توانست یک تنه بجنگد همین عراقی ها بودند که در رکاب آن کثیف این همه خسارت به ما زدند و باید هم تاوان پس بدهند.بگذار بخت النصر همه آنها را مجازات کند نوبت تاوان خواهی ما هم بلاخره یک روز باید برسد. من به سهم خودم به عنوان یک ایرانی غرامت خود را مطالبه می کنم و آن روزی که این مطالبه به مطالبات عمومی تبدیل شود لاجرم قدم های بزرگ هم برداشته خواهد شد. راستی این عراقی ها از حول حلیم خیلی زود در دیگ افتادند و پل های پشت سر را خراب کردندو نشان دادند که قابل اعتماد نیستند حتی برای امریکا و آنها خوب منی دانند.........