جامعه نو

جاده...قانون...سرعت
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٦
 
مي گفت مردم از بس همه جا پليس بود و دوربين و مجبور بودم با سرعت قانوني حركت كنم، مردم از بس نمي توانستم خط ممتد را رد كنم. اما، هوا كه تاريك شد، گاز را گرفتم و با سرعت ١٨٠ دلي از عزا درآوردم... او كه انگار كار مهمي كرده بود ادامه داد از سيستان و بلوچستان تا خراسان جنوبي و تا خود مشهد، همه جا حضور پليس ملموس بود و نمي شد سبقت گرفت و يا تندتر رفت اما هوا كه تاريك شد... او از تاريكي هوا مي گفت و من گفتم: شايد تاريكي ذهن و اصلاح نشدن پندار در شكستن مرز قانون اثرگذارتر باشد. اول به او برخورد اما وقتي توضيح دادم كه قانون را شب و روز بايد رعايت كرد آن هم نه قانون براي قانون يا قانون براي پليس، بلكه رعايت قانون براي سلامتي خودمان، اگرچه قانون براي قانون هم احترامش لازم است. اما اين جا قانون گذار نه از سر دشمني و نه از سر مردم آزاري بلكه از سر مردم دوستي و نيك خواهي براي همه است كه قانون وضع كرده است. براي او كه از زاهدان آمده بود گفتم همين جاده اي كه تو پنهان از چشم پليس با ١٨٠ كيلومتر سرعت، مي آمدي، به«جاده مرگ» شهرت دارد و گفته مي شود رانندگي در آن بارها از حضور در خط مقدم جبهه خطرناك تر است و  آمار قربانيش هم اين نكته را تاييد مي كند. پس به خود احترام بگذار و خود با خويش و خانواده ات دوستي كن و سرعت مطمئنه را كه باتوجه به وضعيت جاده ها و خودروهاي ما با نظر كارشناسي طرح شده است، رعايت كن و باز به يادش آوردم كه نقش عامل انساني در بروز تصادفات از دو عامل جاده و خودرو بيشتر است و بسيار هم بيشتر و اگر عامل انساني كه ما باشيم قانون را رعايت كنيم، قطعا آمار حوادث پايين خواهد آمد. او اما اصرار داشت كه من خودروي تندرو خريده ام پس بايد بتوانم از آن و ظرفيت و قدرتش استفاده كنم و الا بايد خودروي «كندرو» سوار مي شديم، همه. گفتم درست است كه خودرو تندرو است و درست كه حق همه ما برخورداري از جاده استاندارد است اما تا آن روزگار مجبوريم از ظرفيت موجود، به شكل بهينه استفاده كنيم او اما مي خواست از حق خويش در برخورداري جاده زودتر بهره مند شود اماللهراننده ديگري هم كه از سمنان به خراسان رضوي و جنوبي آمده بود از حضور هوشيارانه پليس مي گفت با يادآوري اين كه من با ١٢٠ كيلومتر سرعت در جاده رانندگي مي كردم. پليس من را متوقف كرد. من گفتم، سرعتم ١٢٠ كيلومتر بيشتر نبود. افسر پليس با احترام گفت نه، ١١٨ كيلومتر سرعت داشتيد اما سرعت قانوني ٩٥ كيلومتر در روز است. گفتم من در استان سمنان با ١٢٠ كيلومتر سرعت رانندگي مي كنم، افسر توضيح داد آن جا جاده اتوبان است و با جاده هاي يك طرفه فرق مي كند و در اين جاده ها بايد سرعت قانوني ٩٥ كيلومتر در روز را رعايت كرد. او كه به قانون حرمت مي گذاشت، گفت پس از تذكر پليس ديگر از سرعت مجاز بالاتر نرفتم و يادآوري پليس را هميشه رعايت خواهم كرد...
اين دو رويكرد بود در برابر يك مسئله، يك نفر، قانون را مانع مي ديد و ديگري حافظ.
اولي پليس را «مزاحم» مي شمرد كه اسباب زحمت مي شود و ديگر «مراحم» و اسباب رحمت و حافظ سلامت و... راستي شما چه فكر مي كنيد چگونه رانندگي مي كنيد رابطه شما با قانون و پليس چگونه است راستي چگونه!(ص-۶)