پاوه ياد چمران، نام كاوه
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ شهریور ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
پاوه، براي آن ها كه به آن سفر مي كنند، ماسوله گيلان را در ذهن تداعي مي كند، شايد هم پرشكوه تر و زيباتر، من اما با شنيدن نام پاوه و كوه هايش كه به ستون آسمان مي مانند و درخت هايش كه زيبايي منطقه را صدچندان مي كنند ياد يك ماجرا مي افتم، ياد يك مرد، يك مرد و قهرمانانش، ياد يك مرد و قهرمانان در محاصره و باز ياد يك بزرگمرد كه كلامش باطل السحر بود.من از پاوه، به ياد چمران مي افتم، شهيد دكتر مصطفي چمران كه با يارانش در اين شهر از هر سو توسط ضد انقلاب مورد هجوم قرار گرفتند و ددان بدخواه، مي خواستند با كشتن آن ها، پاوه را به زير پاي خويش بگيرند. اما چمران و مردانش تا آخرين نفس ايستادند و در آخر، اين نفس قدسي حضرت روح اللهبود كه روحي دوباره در كالبد نيروهاي انقلاب دميد و با سرازير شدن نيروهاي انقلاب به سمت پاوه، شيب حركت ضد انقلاب هم بر عكس شد و به روايت چمران آن ها كه براي گرفتن مقر نيروهاي انقلاب بي تابي مي كردند، با شنيدن خبر حركت نيروهاي نظام، بي تابانه مي گريختند گويي يادشان رفته بود كه تا دقايق پيش چه آتشي برپا كرده بودند و چه هلهله اي بر سر شهر مظلوم پاوه مي كشيدند. من با تماشاي عكس هاي پاوه، با ديدن كوه هايي كه به مدد نفس چمران ستون پايداري شدند و درختاني كه ايستادگي خويش را از رزمندگان وام گرفتند و خانه هايي كه ماسوله وار، شكل يافته اند، ياد چمران مي افتم و مردانش، ياد شيرودي و كشوري و... كه با سيمرغ هاي خويش از هواي پاك پاوه، براي پاك كردن زمين آن ديار استفاده مي كردند. من ياد پرواز آن ها مي افتم. ياد روزهايي كه سرخ گذشت تا امروز سبز بماند، در همه اين مناطق از پاوه و جوانرود و... در كرمانشاه تا سقز و بانه و سنندج و مهاباد و... در كردستان و آذربايجان غربي. سبز بماند اما سرخي آن روزها را از ياد نبرد و از ياد نبريم، ما نيز هم. و به ياد آن روزها، براي رونق ، توسعه و آباداني اين قطعه هاي مجروح پيكر ايران تلاش كنيم و با هدايت اعتبارات، فعليت دادن ظرفيت ها و... بخشي از حقوق اين ديار و مردمانش را اگر آن روزها نشد، ادا كنيم، امروزه قضاي آن را به جا آوريم و با عنايت به بخش كشاورزي و گردشگري، براي توسعه منطقه و تعامل و تبادل فرهنگي با مردمانش، گام هاي بلند برداريم. چه هم خاك اين منطقه براي كشاورزي مستعد است و به اصطلاح ارزش طلا دارد و هم از حيث گردشگري هر نقطه اش، چشم ها را خيره مي كند پس به شكرانه نعمت اين ظرفيت ها بايد، براي استفاده از آن تلاش كنيم. تلاشي چنان ملموس كه همه مردم آثار آن را به چشم در زندگي خويش ببينند و بهره اول از توسعه كشاورزي و گردشگري را خود آن ها ببرند، تا به آباداني منطقه نزديك تر شويم و بدانيم، سرسبزي امروز اين ديار، يادگار خوبي از ديروزهاي سرخ خواهد بود و هر درختي كه دوباره غرس شود، هر مزرعه اي كه رونق بگيرد، هر گردشگري كه پايش به اين مناطق باز شود، هر ريال اعتباري كه راهي اين استان ها شود، روح چمران و بروجردي و كاوه و كاظمي و قمي و متوسليان، شادتر خواهد شد. پس براي شادي آن ها هم كه شده از همه توان براي توسعه رزمگاه اين فرزندان دلاور وطن و ياري مردم نجيب آن سامان بكوشيم.
(ص-۶)