جامعه نو

براي ماندگاري
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ مهر ۱۳۸٦
 

 جنگ به مسئله همگاني در زمان خود تبديل نشد. اين درست كه به هر حال همه از آثار آن بي نصيب نبودند اما بودند كساني كه خرج خود را جدا كرده بودند.اين هم در تاريخ نمونه هاي بسياري دارد و در قله اين نمونه ها، عاشورا را مي بينيم كه تعدادي اندك، همراهي با امام حق را مسئله اول ديني، اجتماعي و شخصي خود دانستند و با او همراه شدند و بهايش را هم با شهادت و اسارت پرداختند، در دفاع مقدس هم اين ماجرا باز توليد شد... از سوي ديگر اسلام ناب و تشيع علوي براي ماندگاري و بسط معرفتي خويش و نيز ارائه تصويري شفاف از حقيقت دين نيازمند آن شد كه فرهنگ عاشورا به مسئله اول و اولويت نخست فرهنگي، اجتماعي و حتي شخصي مومنان تبديل شود و خيزش هاي حق طلبانه پس از ماجراي كربلا نشانگر اين است كه عاشورا وارد جريان زندگي مردم شده و فرهنگ عاشورا اولويت نخست يافته است و ما نيز در امروزه جامعه، در برابر يك بايد و الزام قرار گرفته ايم تا اگر دفاع مقدس اولويت نخست براي همگان و در همه ساحت ها نبود، فرهنگ دفاع مقدس ، به اولويت تبديل شود، چنانكه در «سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق ١٤٠٤ هجري شمسي» مقصدي را مشخص كرده است كه براي رسيدن به آن لزوما بايد فرهنگ دفاع مقدس در ساحت هاي حكومتي، اجتماعي و حتي شخصي جريان غالب باشد.چه براي رسيدن به آنجا كه «ايران كشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه» و آن هم « با هويت اسلامي، ملي و انقلابي الهام بخش در جهان اسلام و...» باشد و«متكي بر اصول اخلاقي و ارزش هاي اسلامي، ملي و انقلابي و... » بايد آحاد جامعه «فعال ، مسئوليت پذير، ايثارگر، مومن ، رضايت مند، برخوردار از وجدان كاري، انضباط ، روحيه تعاون و سازگاري اجتماعي، متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن، باشند» و اين «بايد» هم مستلزم يك بايد ديگر است به اسم «بايد فرهنگ دفاع مقدس كه اين شاخص ها در آن به كمال رسيده بود، دوباره به فرهنگ غالب در جامعه تبديل شود» و همه مردم و مخصوصا مردان دفاع مقدس كه روزگاري با آن فرهنگ خو گرفته بودند و امروزه در جغرافياي فرهنگي ديگر ايستاده اند، به اين فرهنگ رو كنند و مسئولان نيز بيش از همه خود بايد داراي اين ملاك ها باشند و به آن عمل كنند و هم براي بسترسازي توسعه مفاهيم و تكثير انسان ها براساس اين مدل ها تلاش كنند و الا اگر - خداي نكرده- فرهنگ دفاع مقدس، به اولويت تبديل نشود سند چشم انداز هم نقشي بر كاغذ خواهد ماند چنانكه بسياري سندهاي ديگر روي كاغذ ماند چنانكه بسياري از بايستگي هاي اخلاقي و اجتماعي از كاغذ فراتر نمي رود! فكر مي كنم براي تبديل فرهنگ دفاع مقدس به فرهنگ غالب جامعه بايد همان مسيري را برويم كه بزرگان و اولياء اللهو در راس آن ها، ائمه طاهرين در بحث عاشورا رفته اند. چه فرهنگ دفاع مقدس ما خود جلوه اي بود از خورشيد عاشورا و براي ماندگاري اين جلوه هم بايد به خورشيد پيوست.چه ماه و ستاره زماني نور دارند كه در پرتو خورشيد قرار بگيرند و مي دانيم كه آنها اگر از خورشيد جدا شوند نوري نخواهند داشت.درست مثل رودخانه اي كه اگر به دريا نپيوندد بالاخره به پايان خواهد رسيد اما قطره اگر كه به دريا مي پيوندد، ماندگار مي شود.پس بايد دفاع مقدس را در فرهنگ عاشورا تعريف كرد و آن را به مساجد و تكايا و حسينيه ها و به قلب مردم برد تا ماندگاري آن تضمين شود.آنگاه تلاش كرد براي مردم در فرهنگ دفاع مقدس ، تعريف نقش شود و آنها را از تماشاچي بودن به بازيگري و ايفاي نقش بركشيد، آن وقت انسان ها در فرهنگ دفاع مقدس زندگي خواهند كرد و اين فرهنگ هم در زندگي جريان خواهد يافت و به عمل تبديل و رسيدن به مقصد مشخص در سند چشم انداز هم ميسر خواهد شد....(ص-۶)