یادداشت تازه
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:
يك چشم باز، يك چشم بسته!

* غلامرضا بني اسدي
rbaniasadi @yahoo.com
نديديم خيلي چيزها را. نشنيديم خيلي گفته ها را. براي اينكه ديگران هم نبينند و نشنوند، چيزهاي ديگر را فراديد گذاشتيم، موضوعات كوچكتر را بزرگ كرديم و چنان فرياد كشيديم تا ديگر كسي جز آنچه ما مي خواهيم و مي گوئيم نشنود. حالا كه حنجره مان خسته شده است و چشم مي گردانيم مي بينيم جماعت آن سوي ديگر است و متأسفانه نگاهش هم به آن سوتر! اين قبل از آنكه محصول كار ديگران باشد حاصل كم كاري ماست و به قولي از ماست كه برماست!
ما بايد سليقه سازي مي كرديم، بايد ذائقه مردم را با طعم هاي تازه عادت مي داديم طعم هاي شيرين عدالت، فرهنگ ديني و... و صدالبته اول بايد خود عامل مي بوديم و به عمل تبليغ مي كرديم... اما نكرديم يا نتوانستيم. حالا اين بماند امروز، اما، در فهم سليقه جامعه هم درمانده ايم! واقعا توليدگران كالاهاي فرهنگي ما نمي دانند جامعه چه مي خواهد! روشن است وقتي ندانسته توليدي به بازار عرضه شود، با اقبال هم مواجه نخواهد شد و صد البته جامعه هم كالاي موردنظر خود را از ساير توليدات برخواهد گزيد. حالا ما با رسانه هايي كه مي بايست فرهنگ سازي و ذائقه سازي مي كرديم بانك بر مي داريم كه مسلماني نيست! چرا كه چنين شده است و چنان...
واقعيت اين است كه چشمان ما آنگونه كه بايد نمي بيند.آفتابه دزدي را مي بينند و براي دو سارق 16كيلو برنج كه از سر گرسنگي پاي به سوپر محلشان گذاشتند حبس مي نويسند اما...«جهل به قانون» بستر را براي فرار بعضي ها كه صفرهاي سمت راست عدد اهمال كاريشان به 12 مي رسد باز مي گذارد. بگذاريد نام ها را رديف نكنيم، مفهوم ها از نام ها مهمتر است اما از اين حقيقت نمي توانم چشم بپوشم كه بسياري از چشم پوشي ها راهها را به بيراهه پيوند زده است. بيراهه هايي كه از راهها فزوني گرفته است و روشن است پايان بيراهه ها به كعبه ختم نمي شود!...
ما تار موي از زير روسري بدر آمده و مانتوي چاكدار فلان دختر را مي بينيم و فرياد بر مي آوريم اما بيدادي كه بر روح انسان مي رود ما را به دادخواهي نمي كشاند! چندبار ما جلوي فلان رباخواري كه مي كوشد خود را متدين؟ هم جا بزند را گرفته ايم و براي هيمه هايي كه زير زندگي مردم مي گذارد از او پرسيده ايم؟ ما كه اين همه به حجاب دختر مميز-نه مكلف- توجه داريم چقدر به پديده كثيف ارتشاء پرداخته ايم كه حجاب جان شده است؟ با خودمان صادق باشيم-حداقل-چه كرده ايم؟ چه كرده ايم با اختلاس گران بزرگ با رشوه گيران بزرگ، با صادركنندگان عزت و شرف ايران به آنسوي آبهاي خليج فارس. با رباخواران، با نالايقان، با توليدگران افكار ناسالم، با توزيع گران فقر؟ چه كرده ايم؟ جامعه همه اينها را مي بيند و قضاوت مي كند و براساس همين قضاوت راه خود را انتخاب مي كند. نمي گوئيم هيچ اقدامي صورت نگرفته اما آنچه انجام شده با توقعات مردم از نظام اسلامي فاصله دارد. ما تنها زماني مردم را همراه خواهيم داشت كه قول و عملمان يكي باشد. اسلام را-با همه ابعادش-بپذيريم و به عمل در آوريم نه اينكه هر جا با منافع ما در تضاد بود از آن چشم بپوشيم. اگر بدحجاب بايد مجازات شود رباخوار هم بايد مجازات شود ولو ظاهري آنچناني داشته باشد.
اگر دزد بايد مجازات شود مختلس هم به طريق اولي بايد به مجازات برسد.
اگر گردن هاي باريك بايد به تيغ سپرده شود گردنهاي كلفت را هم بايد از دم تيغ گذراند. مردم از مجازات تبهكاران استقبال مي كنند و همراه هستند منتهي الف و ب و پ و ت نبايد استثنا شوند.... بگذريم. مي گوئيم بدون دقت و براساس شايعات با هر ثروتمند يا مقام مسئولي برخورد شود اما انتظار نگاه يكسان به همه را داريم. اين مردم مشتاق عدالت هستند. عدالت به مفهوم وسيع و گسترده آن در همه سطوح و براي همه هماني را كه در فرمان ده ماده اي رهبر انقلاب بر آن تاكيد شده بود.