معجزه اي به نام علي(ع)
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
من از شما آقا هيچ معجزه اي مطالبه نمي كنم، چنانكه از پيامبر بزرگوار نخواستم، اعجازي كه جانم را به طلب آورده است وجود مبارك شماست كه پس از پيامبراكرم، بزرگترين معجزه خلقت هستيد و چه معجزه اي بالاتر از آنچه شما با گفتار و رفتار حكيمانه خويش، حكمت را به مومنان تعليم كرديد و از ما، آدم هاي كوچك، مرداني بزرگ ساختيد كه در پهنه زمين و زمان نمي گنجند و سلمان وار، ابوذري مي كنند و مالك وار، عمار مي شوند و اين راهي است كه شما براي هميشه جلوي همه فرزندان تاريخ گشوديد تا ورق زنند، كتاب زندگي را و بروند راهي را كه به بهشت ختم مي شود.
" آقا! نه گرسنه نانم و نه هوس نام دارم و نه شوق مقام مرا به اينجا كشانده است بلكه آمده ام تا در آستان شما، كميل وار، بخوانم و بگريم و بياموزم شيعگي را، شيعگي كه تنها در عبادت خلاصه نمي شود، بلكه باعبوديت معنا مي يابد و من از همه من و ماها گذشته ام تاعبوديت بياموزم. تا عبوديت كنم. آنگونه كه تو فرمودي اي منتهاي عبوديت اي لحظه، لحظه ات عبادت اي علي!
" آقا! شما قرن هاست كيسه نان و خرما بر دوش، شهرها را كوچه به كوچه و خانه به خانه مي گرديد و به نيازمندان نان و خرما و نامه اي از خدا مي دهيد و دريغا كه نسبت ما به شما در اين ساحت، نسبت يك تماشاچي است با چهارده قرن فاصله، حال آنكه اگر شيعگي مي كرديم در هيچ كوچه اي، نيازمندي نمي ماند بلكه نماز همه، ناز بود و ناز همه نماز. اما دريغا كه اين روزها در كوچه هاي شهر، در همسايگي من و ما، فراوانند كساني كه نان شب خويش را به قيمت ايمان خويش به خانه مي برند و گاه به قيمت ... و باز ما، بانگ مسلماني مان گوش فلك را كر مي كند. زيادند دست هاي به نياز دراز شده و دست هايي به نزولخواهي برآمده كه اگر نبودند اينان ، نيازمندي هم نبود، اگر قد نمي كشيدند اين كاخ ها، كوخ ها ويران نمي شد، اگر ارزش گذاري بعضي ها به جاي جان روي جسم نبود روزگار هم چنين نمي شد، نفرين بر واژه هايي كه بخواهند شرح دهند سياهي را كه گاه در چشم و كارنامه ما مي نشيند. حال آنكه شما راه را سفيد نشانمان داديد و دريغا كه هوا وهوس و فزونخواهي و كاهلي و تنبلي و ... ما را به سياه راهه كشاند.
" آقاي من! شما سر به زير تيغ برديد تا ما سربلند باشيم و بمانيم سرفراز اما برفراز سرهاي ما، شيطان نشسته است و از گرده ما سواري مي گيرد و روزگارمان شده آخرت معاويه آخرت يزيد، آخرت هركس كه بدعاقبت تر است. جز اين هم نبايد بشود، وقتي كه رفتار معاويه اي ما، نام علوي ما را آلوده مي كند. وقتي در دلمان شيطان همه جا را گرفته است. وقتي براي بت ها سجده مي كنيم، حال آنكه شما بت ها را شكستيد و هركس شيعه است بايد بت شكن باشد، اول بت هاي دروني خويش را بشكند و كعبه دل از شيطان خالي كند تا بعد جهان را از غير خدا تهي سازد. اصلا گرانيگاه ماجرا همين جاست كه خويشتن ناپالوده را نمي بينيم و ديگران را دليل زشتي ها مي خوانيم. حال آنكه اگر ما، هركداممان خوب شويم، دنيا هم خوب مي شود و راستي اگر ياران آن روزتان و ما مدعيان امروز، هركداممان مي كوشيديم و «مالك» مي شديم. باز هم روزگار ما اين بود!
" مولا! خوارج با همه تهي مغزي خويش و دشمني كه با شما داشتند، يك بار در سحرگاه نوزدهم ماه مبارك رمضان تيغ بر فرق مطهرتان زدند و ما بعضي هامان، اما هر روز، هزار بار در مسجد كوفه باورهامان بر شما تيغ مي كشيم. اصلا هر دروغي كه گفته مي شود، هر قدمي كه به ناحق برداشته مي شود، هر ناحقي كه جاي حق را مي گيرد. هر مسئولي كه پاسخگوي عملكرد خود نيست. هركاري كه به ناصواب انجام مي شود يا بر زمين مي ماند. هر پروژه اي كه غيرعلمي كار مي شود. هر مديري كه بي درايت به جاي فرصت سازي، فرصت ها را مي سوزاند. هركسي كه حق مردم و حق خدا را ادا نمي كند و قصد قضاكردن هم ندارد. هركس كه گرسنگي همسايه او را خواب به سر نمي كند، هركس براي عفت مجروح جامعه، خار در چشم و استخوان درگلو نمي خلد و ... همه ، شما را به تيغ و تير مي بندند. چه امروزه قرار نيست همه مثل ابن ملجم شمشير بگردانند در محراب مسجد. حالا هركس زندگي معاويه اي و خوارجي دارد زخم هايش را در جان شما مي نشاند ...
" اي امام عارفان و شهيدان! دروغ مي گوييم كه شيعه ايم كه اگر بوديم، قصه اين چنين پرغصه رقم نمي خورد كه دشمن شاد شويم. اگر شيعه بوديم رفتارمان مثل شما مي شد و گفتار و تدبيرمان نيز هم.
اما دريغا كه عاشق نشديم و پاي به راه شما نگذاشتيم و دريغا، دريغا، دريغ.
" آقاي من! به بركت شب هاي قدر، به حرمت آن پيشاني به خون نشسته و محاسن به خون خضاب شده به احترام نگاه نگران حسينين و زينبين، ما را به صراط مستقيم هدايت فرماييد كه سخت تشنه اين هدايتيم. يا مولا، يا علي!(ص-۱۲-اندیشه--۱۰/۷/۸۶)