جامعه نو

امان از گراني!
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٦
 
شايد اگر امام جمعه ايلام، زبان به شكوه از گراني باز نكرده بود، در اين آغازين روز بعد از يك ماه روزه داري، قلم به شكوه نمي گردانديم و واژه هاي تلخ را كنار هم نمي نشانديم تا غمي كه ما را و ميليون ها چون ما را در جان است،تمام قامت نايستد. اما حجت الاسلام والمسلمين محمدنقي لطفي، گفت و گفت و گفت از گراني هايي كه در استان ايلام نگران كننده شده است. او بنا به روايت خبرگزاري فارس در واپسين جمعه ماه مبارك از گراني كالا و خدمات گفت كه اخيرا به شكل موج، فراگير و نگران كننده شده است.
اين امام جمعه سخني گفت كه ما با همه وجود لمس مي كنيم و ميليون ها نفر نيز هم و حتي ١٢ ميليون نفر كه گفته مي شود زير خط فقر هستند اين را بيشتر و بيشتر لمس مي كنند. حتي اگر كساني بخواهند، «خط بقا» را هم جايگزين خط فقر كنند، چيزي عوض نمي شود. فقر، فقر است. حالا اسمش را هرچه مي خواهند بگذارند. فقر سياه است. هرچند گروهي بخواهند آن را ناديده بگيرند. چنان سياه است فقر كه رنگي بالاتر از آن يافت نمي شود، حتي اگر همه نقاشان چيره دست، دست به كار شوند.
امام جمعه ايلام، از نرخ خريد و اجاره مسكن هم سخن به ميان آورده است كه در ماه هاي اخير در اين استان، سير صعودي داشته است. مسئله اي كه در ديگر استان ها و شهرستان ها، ديرزماني است، پرشتاب صعود مي كند و كار به جايي رسيده است كه ارزش افزوده يك قطعه ٢٥٠ متري زمين از حقوق دريافتي ٥ استاد دانشگاه در طول سال بيشتر است و روشن است وقتي ماجرا اين است قصه هم همان وضع تحصيلي و ميزان توليد علم و ... خواهد بود و اصلا در بازار «تورم باران» و «گراني جوشان» كه قيمت «زمين»، سر به «آسمان» مي زند، مگر مي شود شاهد پيشاني ساييدن آسمان بر زمين اهل علم بود وقتي يك ضايعاتي دوره گرد، درآمدش از يك پزشك بيشتر است بايد براي سلامتي سر اقتصاد، هورا كشيد! بگذريم.
حرف امام جمعه ايلام، حرف همه مردم ايران است، چون درد او، درد همه مردم است، مردمي كه از گراني به فغان آمده اند، اما اين فرياد را در سكوت برمي كشند.
مبادا كه دشمن شاد شويم و دشمن شاد شود اين كشور. اما مسئولان اگر حرف ما را نمي شنوند، لااقل حرف امام جمعه ايلام را بشنوند و كاري بكنند چون اصلا عادلانه نيست در كشوري كه طي ٢ سال، حدود ١٥٠ ميليارد دلار درآمد اعم از نفت و ذخيره و ... در اختيار داشته است، روزگار چنين باشد. عادلانه نيست، چراغ خانه آبرو، در برخي خانه ها به خاموشي گرايد.
عادلانه نيست، مردمي كه در برابر آمريكا و قدرت هاي استكباري، سر خم نكردند، حالا در برابر گراني، زانو بر زمين زنند. عادلانه نيست، دلارهاي نفتي و غيرنفتي كه قرار بود سفره آراي همگان شوند، رونق افزاي سفره بعضي ها شود و از بسياري، سفره هم ببرد كه وقتي ناني نيست، سفره اي هم نشايد ... پس مسئولان به فكر مردم باشند به حرمت روزه هاي مردم.
(ص-۶)