شاخصه هاي مديريت علوي
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
هيچ كارواني بي كاروان سالار به مقصد نمي رسد و تدبير امور مردم جز به وجود مديران توانمند ممكن نمي آيد. اصولا توفيق در هر جامعه اي نشانگر ميزان مديريت افرادي است كه در جايگاه مديران قرار گرفته اند و برهم ريختگي نظم و در جا زدن ممالك و رونق نيافتن امور و ... نيز از اين نشان دارد كه مديران فقط عنوان مديريت دارند و از تدبير بهره اي نبرده اند. در آموزه هاي مكتب حكومتي امام علي عليه السلام به عنوان خليفه مسلمين مي خوانيم كه همواره در برگماري مديران مولفه هايي چند را در نظر داشته اند و به واليان خويش دستور مي دادند تا دربركشيدن افراد به مديريت هاي سياسي، نظامي، فرهنگي، اقتصادي و ... آن ها را در نظر داشته باشند. از جمله در نامه ٥١ در تشريح اخلاق مديران و كارگزاران اقتصادي شاهد ترسيم يك چهره امين، توانا، مهربان، حق جو و ... هستيم: «در روابط خود با مردم انصاف داشته باشيد، و دربرآوردن نيازهاشان شكيبا باشيد... هرگز كسي را از خواسته مشروعش محروم نكنيد و براي گرفتن درهمي (به عنوان ماليات) كسي را با تازيانه نزنيد و به مال كسي (خواه مسلمان يا اهل ذمه) دست اندازي نكنيد...» در بازخواني اين نامه، خصلت هاي انصاف، حق خواهي، حق  رفتاري، دست و دل پاكي به عنوان ويژگي هايي كه بايد در مديران اقتصادي باشد، برجسته مي شود و در نامه ٥٣ كه به عهدنامه مالك اشتر نيز معروف است، امام سيماي كارگزاران و مديران نظام اسلامي را به روشني ترسيم مي كنند تا سيمايي كه نه خاص يك زمان و يك زمين كه براي همه زمان ها بايد در نظر گرفته شود چه هرچند، زمان و زمين در گذر ايام تغيير مي كند اما بايستگي ها و شايستگي ها در جاي خود باقي مي ماند و همواره زيبايي خويش را حفظ مي كند، امام در نامه به مالك، خداترسي، مهرباني با مردم (خواه برادر و هم كيش باشند يا هم نوع)، پرهيز از غرور و خودبيني و رعايت انصاف، را به ياد او و همه مديراني مي آورد كه پس از آن زمان از دل اعصار و قرون بيرون مي آيند و از شكم مادر زمان زاده مي شوند و مي خواهند مديريت علوي داشته باشند. امام، مردم گرايي و حق گرايي را يادآور مي شوند و هشدار مي دهند كه مبادا، خواص بر عامه مردم ترجيح يابند و به بندگان خدا ستم روا داشته شود، ضرورت رازداري و عيب پوشاني از ديگر مؤلفه هايي است كه مديران بايد نسبت به زيردستان خود بدان اهتمام داشته باشند. يك مدير در مكتب علوي بايد براي كساني كه به عنوان مشاور برمي گزيند، شايستگي هاي اخلاقي را در نظر داشته باشد و امام مدير و حاكم را از مشورت كردن با افرادي چون بخيلان، ترسويان و حريصان پرهيز مي دهند و به پيوند با راستگويان كه فرد را فراوان نمي ستايند و بر اعمال زشت تشويق نمي كنند و او را به خودپسندي نمي كشانند، تشويق مي فرمايند. شناخت حوزه كاري و جامعه هدف از ديگر بايستگي هايي است كه يك مدير خيرخواه بايد دارا باشد و از اين شناخت در راستاي تدبير امور بهره گيرد، چه تواناترين افراد هم در تاريكي نمي توانند كاري از پيش ببرند، بلكه با شناخت و روشن شدن محيط است كه مي توان طراحي كرد و طرح ها را به عمل درآورد و كار را سامانمند به پيش برد. مدير علوي، در امور كارمندان خويش نيز بصير است وبعد از آن كه آنان را از ميان مردم باتجربه و باحيا و توانمند و باتقوا برگزيد، بايد روزي فراوان براي آنان ارزاني دارد و با در نظر گرفتن حقوق كافي براي آن ها، بي نيازشان كند تا دست به بيت المال نزنند و صدالبته، نظارت دائم و غيرمحسوس بر امور كاركنان نيز از بايستگي هاي مديريت است تا صادق از ناصادق و امين از خائن بازشناسانده شوند و ...
آنچه گفته آمد، بازخواني بخشي از سيماي مديريت در نگاه امام علي عليه السلام بود كه شايسته است تا در مديريت اسلامي هم بدان عنايت شود و شايسته بازگويي است كه امام همواره بر مديران و واليان خويش نظارت داشتند تا جايي كه همسفره شدن عثمان بن حنيف با برخورداران جامعه توبيخ او را به دنبال داشت و يا وقتي كه باتوجه به شرايط، فرمانداري را تغيير مي دهند با دلجويي از او، دلايل اين تغيير را هم بازمي گفتند و او را مهربانانه مورد لطف قرار مي دادند چنان كه در نامه ٣٤ امام به محمدبن ابي بكر بعد از اين كه مالك را فرمان حكومت دادند و امر بر محمد گران آمد، از او دلجويي مي كنند و چرايي اين جابه جايي را هم توضيح مي دهند و باز در نامه ٣٥، خطاب به عبدا... ابن عباس، محمدبن ابي بكر را فرزندي خيرخواه و كارگزاري كوشا مي خوانند و شخصيت او را بزرگ مي دارند. چيزي كه در خيلي از نظام هاي مديريتي ديگر، چندان به چشم نمي آيد و به محض كنار رفتن فرد از پشت ميز رياست، او را از شخصيت هم مي اندازند و... كه اين اخلاقي نيست و بايد به عنوان يك بيماري به آن نگريست و براي درمانش چاره انديشي كرد. به هر روي، ما خود را پيرو امام علي(ع) مي دانيم پس شايسته است اين ادعا را در عمل ثابت كنيم و در برگماري مديران ويژگي هاي امام گفته را در نظر گيريم و در گماردن جابه جايي يا بركناري مديران هم اخلاق علوي را رعايت كنيم. اين به تشيع نزديك تر است.(ص۱۲--سیاست-۱۷/۸/۸۶)