شمشير در زندان چه مي كند
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
اسم زندان را گذاشتيم ندامتگاه، تا مجرمان هم به عنوان افرادي نادم و پشيمان از جرمي كه مرتكب شده اند، تحمل كيفر كنند و پند گيرند تا بتوانند در بازآمدن به جامعه، خود را اصلاح كرده باشند و به اصطلاح با شخصيت بازسازي شده پا به جامعه بگذارند، اما گاه خبرهايي از درون زندان شنيده و خوانده مي شود كه مو بر اندام انسان راست مي كند كه گويا برخي مجرمان زندان را از ندامتگاه به «جنايتگاه» تبديل كرده اند، نمونه اش را در روز پنجشنبه در همين صفحه حوادث ذيل تيتر قتل يك زنداني با شمشير، خوانديم.
خوانديم و تاسف خورديم كه چگونه به راحتي از وجود شمشير و كارد و ... در كنار انواع مواد مخدر سنتي و صنعتي سخن گفته مي شود تا نام زندان با وحشت همراه شود. وحشت از دعواها و اعتيادها و عادت هاي بدي كه در رفتار زندانيان جا خوش مي كند حال آنكه قرار اين نبود و اين هم نيست اما اينكه چرا اينگونه است ماجرا، بايد پاسخي داشته باشد راستي چرا بايد در زندان و در بين متهمان سلاح سرد وجود داشته باشد، شمشير آنجا چه مي كرد چرا اين ابزار كشنده در دست مجرمان پر خطر است چرا بايد در زندان انواع مواد مخدر پيدا شود مگر افراد را به جرم همراه داشتن همين مواد مخدر دستگير نمي كنيم و به زندان نمي اندازيم پس چرا، درزندان مواد مخدر باز حضور شوم خود را تحميل مي كند ما منكر تلاش هاي گسترده سيستم قضا و پليس نيستيم و آن را حقيقتا قدر مي دانيم و خوب مي دانيم كه اگر هوشياري آن ها نباشد، وضعيت غير قابل تحمل مي شود بسيار تحمل ناپذير اما حق داريم فرياد بزنيم كه همين مقدار هم نبايد باشد، فرياد بزنيم، شمشير آنجا چه مي كرد و مواد مخدر آنجا چه مي كند فرياد برآوريم كه قرار بود زندان ندامتگاه باشد نه «جنايتگاه» قرار بود مجرم به زندان برود و اصلاح شده بازآيد - مثل بيمار كه به بيمارستان مي رود و سلامت باز مي آيد- تا آن وقت بشود از جامعه هم خواست كه اين فرد را بپذيرد و بشود گفت كه بين فرد مجرم و جرم بايد تفاوت قائل شد و مجرم را بيماري دانست كه به بيماري جرم دچار است و پس از آنكه با سپري كردن كيفر، دوران نقاهت را پشت سر گذاشت مي شود به او اعتماد كرد چنانكه بسياري هم واقعا متنبه مي شوند و در خلوت زندان، به مرور اعمال خود مي پردازند و به اين نتيجه مي رسند كه بايد خود را درست كنند و درست هم مي كنند. اما ديگر چيني پيوند خورده آن ها خريداري نمي يابد چون افرادي «مار» به زندان رفته «اژدها» بازآمده اند و هزينه بدي آن را افراد اصلاح شده مي پردازند. حال آنكه در كنار اصلاح وضع زندان ها بايد نگاه جامعه هم اصلاح شود و همه بپذيريم كه يك مجرم هم پس از تحمل كيفر و سپري كردن حكم مي تواند سالم شده باشد.
مي تواند يك عضو سالم و صالح براي جامعه شود. مي تواند براي خانواده خود پدر و مادري مهربان باشد و براي مردم هم يك همشهري خوب. فكر مي كنم در كنار سخت گرفتن بر مجرمان بايد افراد اصلاح شده را هم براي رسيدن به جايگاه شهروند سالم جامعه ياري كرد و اجازه نداد مجدد پاي آن ها به وادي جرم باز شود. مخصوصا افرادي كه در فقر مادي به سر مي برند و مي شود با اعطاي تسهيلات آن ها را براي سالم زندگي كردن ياري كرد. اين به نفع جامعه است، حتي پيش از خود فرد. پس اين نكته را در نظر داشته باشيم هرچند نبايد از ياد ببريم كه وضع زندان بايد اصلاح شود و به سمت تربيت افراد پيش برود و باز نبايد از ياد ببريم اين پرسش را كه شمشير و كارد و مواد مخدر در زندان چه مي كند(ص-۱۳)