دوای درد اقتصاد ایران مدیر بیگانه؟!
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:
سلام!نمی دانم شما با من چقدر در این موضوع موافقید اما در جایی که درست کار نمی شود وخویشاوند سالاری جای را برای شایسته ها تنگ وبرای مردم و کشور سنگ می شود باید از تجربه دیگران بهره برد . من این را در روزنامه خراسان پیشنهاد کردم :يادداشت

برويد از ژاپن مدير اقتصادي بياوريد
* غلامرضا بني اسدي
rbaniasadi @yahoo.com
نمي توانيد اقتصاد مملكت را درست كنيد نمي خواهيد به افراد كاردان كار بسپاريد نمي خواهيد دلسوختگان كاربلد را به بازي بگيريد برويد مدير اقتصادي از ژاپن و آلمان بياوريد و كنترات مديريت را به آنها بسپاريد.
اين حرف خيلي از مردم است. آنها مي گويند چگونه است كشوري كه در بسياري از ظرفيت ها جزو چند كشور اول جهان است بايد در همان زمينه ها در آخر صف بايستد؛ اين همه معدن، اين همه انرژي، اين همه نيروي كار سالم و ارزان، اين همه تحصيل كرده و اين همه فرصت، چرا نمي توانيم از آن بهره ببريم؟ بالاخره يك جاي كار عيب دارد اگرنه كه اينجوري نمي شد و به اين وضعيت نمي رسيديم.
پيامبر اسلام مي فرمايند علم را بگيريد ولو از كافر، اولياي دين به سراغ طبيب يهودي و خارجي مي رفتند. عرب ها در زمان خليفه دوم حسابگري و نظام مند كردن سپاه را از ايراني ها آموختند و... خوب چه اشكالي دارد حالا ما برويم و مديران كاربلد را بياوريم تا كارها را بسامان كنند؟ چطور براي تيم فوتبال دربه در دنبال مربي خارجي مي گرديم و قهرماني آسيا را هم با يك مربي خارجي فتح كرديم و افتخارش را به نام خودمان نوشتيم و نه آسمان به زمين آمد نه زمين به آسمان رفت حالا بياييم و در عرصه مديريت اقتصادي هم تجربه كنيم باور كنيد ضرر نخواهيم كرد. در ژاپن يك مدير كلان اندكي خلاف در حوزه مسئوليتش روي دهد استعفا مي دهد، اينجا رقم اختلاس و تخلف از صد ميليارد هم مي گذرد آن وقت مردم بدهكار مي شوند!!
«مردم استفراغ خود را نمي خورند!» اين را يك روشنفكر تحصيل كرده مي گفت وقتي شنيد بعضي ها دلشان براي فرزند آخرين شاه غش و ريسه مي رود! او مي گفت ما از ياد نبرده ايم آن روزهاي سياه را و حاشا كه گذشته از كوچه هاي تاريكي دوباره به آن كوچه ها گام بگذارد. او حرفش اين بود كه وضع موجود قطعا مطلوب نيست. بايد به سمت مطلوب سازي وضع مردم در همه عرصه هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... رفت اما بازگشت به گذشته جز ارتجاعي هولناك نيست و جز سياهي افزونتر ره آوردي نخواهد داشت. بايد اوضاع را بسامان كرد. اقتصاد را به دست اهلش سپرد، فضا را باز كرد تا همه حرف بزنند و قطعا وقتي همه بتوانند به آرامي سخن بگويند كسي فرياد نمي زند، وقتي بتواند فرياد بزند مشت گره نمي كند و...
اوضاع زندگي مردم را بسامان بايد كرد و فضا را براي تنفس فراختر در شرايطي آنگونه، كسي دلش براي هيچ كس تنگ نخواهد شد و نگاهها از آنسوي مرز به داخل برخواهد گشت.