رنج ما، گنج ديگران!
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
ميان «انار» و «نار» يك الف تفاوت است چنان كه بين «رنج» و «گنج» هم يك حرف فرق مي كند اما در معنا هزار فرسنگ تفاوت است ميان اين و آن و اين شده است قصه توليد محصول و دسترنج كشاورزان ما كه به گنجي براي ديگران تبديل شده است. «نار» و آتش توليد انار در تابستان و سوز سرماي باغ داري در زمستان از ما طاقت مي سوزد، اما «انار» ما به نام و به كام ديگران روانه بازارهاي جهاني مي شود، تا گنج دسترنج كشاورزان و باغ داران ديار ما را بيگانه به خانه ببرد. ديروز در همين صفحه درد گفته هاي باغ داران ساوه را خوانديم كه مي ناليدند چرا انار ساوه بايد به نام تركيه اي كه انارش بي كيفيت است و اماراتي كه اصلا توان توليد انار ندارد، به جهان صادر شود و چرا دسترنج ما بايد اعتبار پرچم كشورهاي ديگر شود؟ راستي چرا؟ آيا فراهم كردن ساز و كار بسته بندي امروزين و مدرن اين قدر دشوار است كه بايد محصول كيفي و خوب خود را فله اي صادر كنيم تا ديگران فقط با بسته بندي آن را به نام خود سند بزنند و با كيفيت آن براي كشور خود اعتبار كسب كنند و هم سود اصلي را ببرند؟ آيا نمي شود صنعت بسته بندي را در استان هاي توليد كننده راه اندازي كرد كه راه توليدكنندگان براي دستيابي به سود اصلي باز باشد و ارزآوري براي كشور فراهم شود؟ آيا نمي شود صنايع جانبي براي فرآوري محصولات را به اين مناطق آورد تا از نابودشدن بخشي از دسترنج توليدكنندگان جلوگيري شود؟ آيا نمي شود كاري كرد كه هم توليدكننده سود ببرد و هم كشور چند سويه منتفع شود يعني هم به ارز بيشتر دست پيدا كند، هم با صادركردن محصولات كيفي، از اعتبار توليد محصول خوب كشاورزان بهره مند شود و ...
به هر حال روزگار انار ساوه آن بود كه ديروز خوانديم و روزگار زعفران توليدي در خراسان رضوي و جنوبي هم آن است كه بارها خوانده ايم و به صداي بلند هم گفته ايم سود اصلي توليد زعفران را كشورهاي ديگر مي برند و با محصول توليدي خراساني ها، خود را معرفي مي كنند و باز روزگار ديگر محصولات توليدي هم چندان خوش نيست و همه بعد از بازاريابي و تسهيل صادرات به بسته بندي خوب محتاج مي شوند. پس بايد براي صنعت بسته بندي و فرآوري نيز چاره اي انديشيد و الا از توليد فقط رنج نصيب خواهد شد و گنج به خانه آنان خواهد رفت كه محصول مرغوب ما را فله اي مي خرند و با بسته بندي خوب بازار «باز صادرات» خود را رونق مي دهند. پس بايد فكري كرد و كاري كه كار به سامان آيد. (ص-۶)