اخلاق رضوي، نياز جامعه
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
من شيعگي را تعريف مشخص نسبت فرد با امام مي دانم و معتقدم در اين تعريف افراد از مقام يك تماشاچي ولو با احساس دوستي، به مقام كنش گري و صاحب نقشي و پيروي ارتقا مي يابد و شيعه كسي است كه براي خود بايستگي هايي را اولويت بندي كرده است كه پيروي از امام در عرصه نظر و عمل، اولويت نخست آن است و ديگر اولويت ها هم ذيل آن تعريف مي شود. به ديگر عبارت، شيعه «كلمه» نيست كه در سطور«كتاب» خلاصه شود، بلكه انسان است با ويژگي شدن و ظرفيت خوب شدن و توسعه يافتن. از اين منظر، شيعه يك سرمشق دارد، سرمشقي در نهايت خوبي و كمال و بايد چنان از اين سرمشق، مشق كند، كه هر روز بيش از گذشته به او شبيه شود.براي اين نيز گام اول، آشنايي با كلمات كليدي اخلاق ساز و انسان ساز امام است و گام دوم به كار بستن آن ها مثل به كار بستن كليد براي گشودن درها و دروازه ها است وگام سوم، زيستن پشت آن دروازه هايي كه باز مي شود و گام چهارم رعايت الگوي شهروندي در آن محيط است.اگر بخواهيم شهروند شيعه را، شهروند مسلمان را، شهروندي كه زندگي براساس اخلاق انساني را وجهه همت خويش كرده است معرفي كنيم بايد سيمايش را در كلام امام رضا عليه السلام تماشا كنيم كه مي فرمايند«عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد؛ ١ - از او اميد خير باشد٢ -از بدي او (مردم) در امان باشند٣ -خير بسيار خود را اندك بشمارد٤ -خير اندك ديگران را فراوان ببيند٥ - هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود٦ - در عمر خويش از دانش طلبي، خسته نشود ٧ - فقر در راه خدا برايش از توانگري محبوب تر باشد. ٨ - خواري در راه خدا برايش از عزت با دشمنش محبوب تر باشد. ٩ - گمنامي را از شهرت بيشتر بخواهد ١٠ - احدي را ننگرد جز اينكه بگويد او از من بهتر است. (تحف العقول - ص ٤٦٧) » خوب اگر انسان ها به اين سرفصل ها عامل باشند، آن وقت ما در چهره هرفرد يك شهروند جامعه رضوي خواهيم ديد كه عقل، اين پيامبر باطني را در كنار پيامبر ظاهري نشانده و بازندگي بر مدار خداباوري، به روشناي ضمير رسيده و به جهل، اجازه بروز نداده اند. اما ... آنچه در جامعه هست، اين گونه نيست و اگر خواهان جامعه سالم، مسئولان سالم و مردمان سالم هستيم بايد اين مولفه ها را در خويش و رفتار خود تحقق بخشيم و خود را بر اساس مدل رضوي بسازيم، آن وقت از اجتماع ما آدم هاي ساخته شده جامعه سالم و صالح شكل خواهد گرفت كه باز خود بستر توسعه سلامت و سعادت خواهد شد. امنيت ارتقا خواهد يافت و آرامش، در لحظه لحظه عمر مردم و ذره ذره شهرها و روستاها موج خواهد زد. آن وقت مسئولان هم بر اين اساس پرورش خواهند يافت تا نوبت به فصل هشدار و انذار نرسد كه در بحارالانوار، ج٧٣، ص ٣٧٣، مي فرمايند چون متوليان دروغ بگويند باران نيايد و چون ستم ورزند، دولت خوار شود... بلكه اگر اين صفات ايجابي و به حق در ما از مردم تا مسئولان به وجود آيد، ديگر نوبت به صفات سلبي نخواهد رسيد. بلكه مردم باهم مهربان خواهند شد و مسئولان باهم و با مردم نيز هم و نتيجه اين دوستي با مردم باز به فرموده امام رضا(ع) نيمي از عقل را به سوغات خواهد آورد تا در كنار نيم ديگر، به چاره سازي مشكلات بپردازد و با حل آن ها هم آحاد مردم حرمت بينند و هم جامعه اي رضوي شكل بگيرد كه در خور امام و شايسته زندگي پيروان امام باشد. جامعه اي خالي از بدي، سرشار از خوبي كه مردمانش براي كار خير از هم سبقت مي گيرند و چون همه را از خود بهتر مي دانند به همه احترام مي گذارند و از اين حرمت گذاري همگاني هم جز احترام و راحت و آرامش نخيزد و با آرامش هم استعدادها به ظهور رسد، چنان كه شايسته جامعه رضوي باشد. (ص-۲--۱/۹/۸۶)