بچه های شرور!
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ تیر ۱۳۸٢   کلمات کلیدی:
سلام !خیلی دوست دارم نسبت به آنچه در این چند روز اخیر روی داد حرفی نزنم اما وقتی کشورم نیاز به آرامش دارد نمی توانم بپذیرم گروهی هرچه می خواهند بکنند. من چندان به اصالت و مردمی بودن و غیر وابسطه بودن ماجرا به خارج یا به اقتدارگرایان در قدرت نشسته خوشبین نیستم! گمانه ها هم این را تایید می کند که هوا چندان پاک نیست البته این به معنای اینکه همه دانسته وارد بازی شده اند هم نیست خیلی ها ندانسته وارد بازیی شدند که دیگری طرح کرده بود! من بازهم یک یادداشت تقدیم دوستان می کنم و منتظر نظرهای بلند و راهگشایشان هستم.يادداشت روز

بچه هاي شرور!
* غلامرضا بني اسدي
rbaniasadi @yahoo.com
هيچ عاقلي هنگامي كه خصم بي مهار در دو قدمي خانه شان سنگر گرفته است يقه عضو ديگر خانواده را نمي گيرد و هيچ خانواده عاقلي گاردگيري بچه هاي شور و تلخ روبه روي هم آنهم در هنگامه اي چنان مهم بر نمي تابد.
بزرگترهاي خانه، گوش شيطنت بچه هاي شرور را مي گيرند، مي تابانند و آنها را كنار دست خود مي نشانند تا به موقع از توان آنها براي دفع خطر خصم افسارگسيخته بهره ببرند. اين ماجرا هنگام تركتازي هاي پيشين در روستاهايي كه در قلعه ها پناه مي گرفتند هم دقيقا رعايت مي شد. دشمن هاي خوني هم براي هم تيركمان مي تراشيدند تا قلعه و روستا از آسيب دشمن مشترك در امان بماند اما... امروز انگار درس ناموختگان گردش روزگار درس هيچ معلمي را هم بر نمي تابند و عتاب عقلاي قوم را كه از فرادست، لشكر خصم را فراديد دارند در گوش نمي گيرند. انگار وقت آن است تا بزرگترها گوش بچه هاي شرور را بگيرند و چنان بپيچانند كه داغ و درفش يادشان برود و مشت هاشان باز شود تا همه بدانند كف دستشان چه آدرسي نوشته شده است. بايد پرونده باند سعيد عسگر هم با شكايت نيروي انتظامي و دستور دادستان جلب شده اند و هشتاد غوغازيستي كه وزير اطلاعات از دستگيري آنان خبر داد جدي گرفته شود و ورق به ورقش شفاف و صريح به اطلاع مردم برسد تا همه بدانند، حفظ استقلال و عظمت ايران ارزشمندتر و بالاتر از آن است كه در دستان كوچك و نشسته بچه هاي شرور خراش بيند. انتظار جامعه اين است كه همه سئوال ها پاسخ گيرد و روزي سياه در تقويم اين ملك نقش نبندد كه همه روزهامان را سفيد مي خواهيم. هر چند كه فضا آرام شده است ولي حضور آگاهانه پليس و نيروهاي امنيتي در يكان به يكان مناطقي كه احتمال بروز خشونت مي رود بايد به منصه ظهور رسد تا 18 تيري ديگر شكل نگيرد. و هر اغتشاشگري به خود جرأت آسيب به امنيت مردم را ندهد.
پليس بايد با آناني كه به رغم فرمان آرامباش رهبري، بنزين بر آتش مي ريزند چنان برخورد كند كه هيچ شائبه اي خاطر مردم را مكدر نكند و همه بدانند دامن هاي پاك را به خاك غوغا نيازي نيست و از اين مهمتر وقت آن شده است تا بزرگترها به بچه ها بگويند اين همه واماندگي محصول همين يقه گيري ها و مچ گيري هاست.
بگويند آنكه آنسو خيمه افراشته است با پيشينه اي دويست ساله، تمدن هزاران ساله ايران زمين را خوش ندارد. بگويند تا هم كوچكترها و هم بزرگترهاي غافل به هوش آيند كه ديگر دلخوش كردن به گذشته دردي را دوا نمي كند.
چرا كه الان تمدن نه طولي كه عرضي شكل مي گيرد و تمدن آمريكا طي دويست سال از بسياري تمدنهاي چند هزار ساله پيش افتاده است. اگر نمي خواهيم نام بلند ايران در كنار پرچم راهراه دشمن آزرده خاطر شود، بايد همين الان بچه هاي شرور را به خانه هامان برگردانيم و همين حالا فرمان را از دست آناني كه فرق ترمز و گاز را نمي دانند بگيريم، قبل از آنكه ماشين را به پرتگاه بيندازند يا به بدنه بتوني تاريخ بكوبند!
نگذاريم«فرصت»ها به «تهديد» تبديل شود، از«تهديدها» بايد«فرصت» ساخت! شاخ گاو را بايد كنار كشيد تا بگذرد،آن وقت بايد براي دوشيدن گاو بر زمين نشست. اين هنر مومنانه آناني است كه در مكتب سياست و ديانت دريافته اند مومن همچون سنبله است و هنگام وزش باد گاهي به اين سو و گاهي به آن سو كج مي شود اما پس از باد، دوباره قد راست مي كند نه مانند درخت هاي خشكي كه در برابر باد، راست مي ايستند و در هم شكسته مي شوند! امروز هم اگر مومنانه رفتار كنيم و ازفراست ايراني خويش به تمامه بهره ببريم، بچه هاي شرور هم به خانه باز خواهند گشت و «تهديدها» فرصت هاي ذي قيمتي خواهند شد كه آيندگان از آن به نيكي ياد خواهند كرد.