اين اراذل، اين اوباش!
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
رذل، اراذل ،رذيلت و... اين ها واژه هايي نيست كه به تازگي وارد ادبيات اجتماعي ما شده باشد اما به تازگي گسترش و كاربرد بيشتري پيدا كرده است تا اندازه اي كه گويي تازه از اين واژه ها «رونمايي» كرده اند! چرا كه پليس براي حفظ نظم، مقتدرانه با جماعت متصف به اين ويژگي ها، برخورد و با اعمال قانون، بستر را براي زندگي راحت مردم فراهم مي كند، چنان كه در خبرها داشتيم كه در هفته گذشته در مشهد، افرادي كه با قمه و شمشير و چاقو، رذالت را هم شرمنده كرده بودند، با ايجاد رعب و وحشت و شكستن شيشه مغازه و خودروي مردم، جامعه را به بازي گرفتند اما پليس با قدرت ايستاد و از جامعه دفاع كرد تا آناني كه همه فهم شان به اندازه «چاقوي بي ضامن» داخل جيب شان است بدانند اين جامعه «ضامن دار» است. ضامن قدرتمندي چون نهاد قضا و پليس كه امان از امنيت ستيزان مي گيرند، چنان كه در برابر جوانك هايي كه گلو را مسيل عربده كردند و بر سر آرامش مردم خراب شدند، گرفت و وقتي كه شب روي شانه هاي شهر پهن شده بود پليس به گواه «گزارش ٥» شبكه خراسان بر سر آنان مثل عذاب خدا نازل شد و آن ها را به پنجه مقتدر عدالت سپرد. در اين رابطه، اما نكاتي چند قابل يادآوري است از جمله؛
١ - هنگام بروز ماجراهايي چون دعوا، شرارت و... در همان لحظه نخست با پليس تماس بگيريم تا با اقدام به موقع آنان دايره خسارت ها و ناامني ها گسترش پيدا نكند.
٢ - براي مهار جريان و نيز دستگيري عوامل ناامني با پليس همكاري كنيم و جريانات اجتماعي چنان هدفمند كار كنند كه خانواده افراد شرور، اولين همكاران پليس در مهار و دستگيري آنان باشند.
٣ - برخورد پليس و قاضي، قاطع، بيداركننده، هوشياركننده و هشدار دهنده باشد، چنان كه اگر خداي نكرده، جواني، براي اولين بار پايش به چنين ماجراهايي باز شد، آخرين بارش باشد نه اين كه آغازي باشد بر ماجرايي كه به مرگ پايان مي پذيرد!
٤ - اين نكته را اجازه بدهيد با يك سوال طرح كنم و آن اين كه چرا چنين مي شود؟ يعني چرا روند تربيت و پرورش و آموزش ما چنين نتيجه اي مي دهد؟ آيا در شكل گرفتن رذالت و توليد اراذل، ما بي تقصيريم؟ به نظر من همچنان كه در پرورش نخبگان و دانشمندان، همه افراد جامعه سهيم هستند در توليد عناصري با مشخصه رذل هم، همه شريك هستيم اما چگونه است كه براي انتصاب نخبگان به عملكرد خود، مديران، همه عالم را خبر مي كنند اما دامن از اين ميوه هاي تلخ بري مي دارند، حال آن كه پرورش اينان نيز به حساب آن ها نوشته مي شود. مطمئن باشند!
٥ - با دستگيري جوانكان خيره سر كه با ناميدن  آن ها به اراذل و اوباش برايشان يك تيپ و هويت نابه هنجار هم خلق مي كنيم، كار به آخر نمي رسد، بايد با بستري كه رذل و اراذل مي پرورد در افتاد و آن را بر انداخت و در اين زمينه اصلا نوبت به پليس و قاضي نمي رسد، بلكه ديگر نهادها و از همه مهم تر نهاد خانواده بايد با همه وجود تلاش كند تا با تربيت صحيح فرزندان به فرآيند پرورش نخبگان بپيوندد...
٦ - ... اين مسئله جاي پرداختن هزارباره هم دارد، پس دوباره به آن خواهيم پرداخت!
(ص-اول رضوی)