در حسرت كنگره اي كه بازهم به تعويق افتاد
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

گفته مي شود كنگره سرداران شهيد خراسان ، بعد از راه اندازي قطار شهري مشهد برگزار مي شود!! مي گويند اين محتواي يك پيامك است، البته من خود، اين پيامك را دريافت نكردم اما يكي از بچه هاي جنگ در تماس با نگارنده آن را بيان كرد و كلي حرف هاي ديگر و... من البته قدردان تلاش هايي هستم كه تاكنون انجام و هزاران ساعت كاري كه صرف برگزاري هرچه باشكوه تر اين كنگره شده است اما دلخورم از اين كه كار باز هم به تعويق افتاد. نمي خواهم حرفي بزنم كه كسي دلخور شود اما بارها اززبان نسل دفاع مقدس شنيده ام كه برگزاري يك كنگره ازطراحي و اجرا از عمليات بيت المقدس و آزادسازي خرمشهر كه مهم تر نيست از والفجر ٨ و كربلاي پنج و... حساس تر نيست چطور آن وقت با آن فقر امكانات توانستيم چنان حماسه هايي خلق كنيم اما امروز با فراواني امكانات از نقل آن حماسه ها عاجزيم؛ بچه ها مي گويند، جنگ از آغاز تا پايان ٨ سال طول كشيد اما براي كنگره سرداران شهيد خراسان چقدر بايد زمان داشت؟راستي چرا؟ چه كسي كوتاهي كرده است؟ نگوييم شايد كوتاهي نباشد كه اگر قدم هاي بلند بر مي داشتيم، الان اينجا نبوديم بلكه فرسنگ ها جلوتر مي رفتيم. پس كوتاهي شده است، خيلي هم زياد. پس بايد كسي پاسخگو باشد، پاسخگوي سوالات فراوان هم رزمان شهدا و پاسخگوي خود شهدا و... بگذريم. ما گاهي اوقات از بس مي خواهيم كار خوب، اساسي و محكم انجام دهيم كه در پايان هيچ كاري انجام نمي دهيم! درست مثل كسي كه از ترس يك غلط در ديكته اش، اصلا ديكته اي نمي نويسد!اما بايد گفت كسي به ديكته ننوشته اصلا نمره نمي دهد،آن كه مي خواهد نمره بگيرد بايد ديكته اش را بنويسد با اين تلاش كه اشتباه كمتري داشته باشد و نمره خوبي بگيرد.پس دوستان برگزاركننده كنگره هم بايد ديكته خود را بنويسند تا بشود به آن ها نمره داد.باز هم بگذريم، ما قبيله گذشت هستيم، آخر!نمي دانم اين جمله را بگويم يا نه، اما شما كه غريبه نيستيد، پس اجازه بدهيد بگويم كه نمي دانم استارت كار كنگره كي زده شد اما يادم هست كه آن زمان تازه بچه هاي سپاه درجه مي گرفتند و من آغاز دوران خبرنگاري ام بود، اما من دارم سال هاي پاياني خدمتم را با قانون ٢٠ سال مي گذرانم. ولي هنوز كنگره برگزار نشده است. مي ترسم، دوران خدمت من تمام شود حسرت برگزاري كنگره بر دلم بماند! بازهم بگذريم....!(ص-۲)