كودكان كار، كودكان درد
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
كودكان كار، از آن قصه هايي است كه تا دلتان بخواهد و چشمتان بتواند ديد غصه دارد. مخصوصا وقتي با آن ها هم كلام بشوي و تيزهوشي و ظرفيت بالاي يادگيري آن ها را بفهمي آن وقت اين غصه صدچندان خواهد شد چه اگر اينان فرصت درس خواندن مي يافتند، «فردا» چه قصه ها كه از موفقيت اينان نمي شنيديم و نمي خوانديم و باز فردا اگر خداي نكرده، ره به بيراهه برند چه قصه هاي تلخ كه نخواهيم خواند از اين استعدادها كه اگر به راه خود باشند مثل سيل هاي درمسيل، «دريا» را پديد مي آورند، اما اگر در مسير خود نباشند، «دنيا» را خراب مي كنند و آن وقت مجبوريم، چندصد برابر اعتباري كه امروز مي توانيم براي تحصيل آن ها بپردازيم، فردا براي مهار آنان و جبران خسارتي كه ممكن است وارد بياورند هزينه كنيم هزينه اي كه فايده اي هم نمي افزايد، فقط از عمق آسيب ها و خسارات مي كاهد.
اما اگر استعدادها هدايت شود و كودكان كار به كودكان درس تبديل شوند، آن وقت دريايي شكل مي گيرد پر از مرواريد كه فردا را پرشكوه تر از گذشته رقم مي زند اما...
راستي به اين خبر دقت كنيد و با دقت، واژه به واژه آن را بخوانيد؛ اردشير فرحناكي، مديركل بازرسي سازمان كار و امور اجتماعي استان همدان در جلسه كارگروه اجتماعي استان گفت امسال ٥٥ مورد بهره كشي از كودكان را شناسايي كرده ايم كه اكثرا در نانوايي ها و تعميرگاه ها فعاليت مي كنند.
به گزارش ايسنا فرحناكي افزود: سال گذشته ٢٦٠ مورد استفاده از كودكان زير ١٥ سال براي كار، شناسايي شد كه با افزايش نظارت ها و دقت بيشتر آمار كار كودكان در استان كم شده است؛ هم چنين شناسايي واحدهايي كه به صورت زيرزميني كار مي كنند و يا خوداشتغالي دارند مشكل تر است.
وي از وقوع ٩مورد حادثه درمحيط هاي كار براي نوجوانان ١٥ تا ١٨ سال خبر داد و افزود: ٢ مورد از اين اتفاقات منجر به فوت شد، همين طور ٥ مورد نقص عضو و ٢ مورد نيز ساير صدمات گزارش شده است.
خب حالا به گوشه و كنار شهر خود نگاه كنيد، چه قدر كودكان كار در نانوايي ها، تعميرگاه ها، مغازه ها و حتي خيابان مي بينيد كه تن به كارهاي سخت و سنگين مي دهند؟ چه قدر جاي اينان را در مدرسه ها خالي مي بينيد؟ من خود در مركز خراسان جنوبي، بيرجند از اين قبيل كودكان فراوان سراغ دارم كه به هر دليل كيف و كتاب را براي هميشه كنار گذاشته اند و راهي محل هاي كار شده اند. تازه اينان افراد سر به راه هستند كه پس از چند سال يك استادكار مي شوند در حرفه خود، درحالي كه مي توانستند يك مهندس و يك دكتر در رشته هاي مختلف باشند كه به جاي تعمير به اختراع و به جاي ترميم به توليد بپردازند و در حوزه توليد علم هم به بهبود جايگاه كشور كمك كنند ام الله تازه از اين هم سخني نمي گوييم كه بعضي از بچه هاي از تحصيل بازمانده، به افرادي تبديل مي شوند كه با كمال تاسف فردا بايد سوژه مطالعاتي هم شاگردان خويش شوند ولي...
فكر مي كنم، هزينه براي ادامه تحصيل كودكان از تحصيل بازمانده، سرمايه گذاري است سرمايه گذاري بلندمدت و اثرگذار، حيف است ما از اين سرمايه گذاري غفلت كنيم. حيف است كودكان مستعد اين سرزمين، امكان درس خواندن نداشته باشند و حيف تر است ما «فردا» نيازمند استعدادهايي باشيم كه«امروز» فعليت نيافتند و هرز رفتند.
حيف است زمين و كشاورزي ما نيازمند آب باشد و حيف تر آن كه آب هاي رها به جاي مديريت و سامان دهي، به سيل بنيان كن تبديل شود.
حيف است استعداد كودكان ما كشته شود و بدانيم، فردا، فرداي قيامت نسبت به استعدادهاي هدررفته از ما سوال خواهند كرد و تقاص خواهند كشيد.
پس به آمار دادن در اين باره«بسنده» نكنيم بلكه با تلاش براي بازگرداندن آنان به كلاس درس، «سند»سرفرازي خود و كشور خود را بنويسيم(ص-۶)