قمار شراب!
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
اگر به قانون احترام نمي گذاريد، اگر عرف جامعه برايتان مهم نيست، حتي اگر حكم شرعي هم براي شما حرمت ندارد، حداقل به خاطر جان خود، سوغات شيطان را سرنكشيد.
چه وسوسه نوشيدن مشروبات الكلي، نه تنها عقل و معرفت كه سلامت و جان مصرف كننده را هم مي گيرد. شوخي هم در كار نيست. صفحات حوادث، از كور شدن و مرگ آناني كه « عرق سگي» مي خورند و خوي انساني از دست مي دهند، كم خبر نداده است.
ما در همين مشهد خودمان هم موارد متعددي داشته ايم كه افراد، سلامت و انسانيت و عقل شان را با سر كشيدن سوغات شيطان ضايع كرده اند و به جرم هاي بزرگ دست زده اند و شده اند مصداق آن فردي كه مي گويند، شيطان اورا در سه راهي قرار داد و گفت يا بايد پدر را بكشي ياحرمت خواهر بشكني يا مشروب بنوشي و او به اصطلاح زرنگي پيشه كرد و سومي را برگزيد و خورد و در عالم مستي آن دو دگر را هم انجام داد و حالا هم قصه همان است. عقل كه نباشد، هر خطايي از انسان بر مي آيد، چه وجه تمايز او با حيوان عقل اوست و اين را هم كه از او بگيري، از خوك و گرگ و سگ چيزي نه اضافه، كه كم ندارد و چنان مي كند كه برخلاف قاعده، حيوانات بر اساس غريزه مي كنند...
قصد فاش گويي و فاش نويسي ندارم، اما به هشدار فرياد مي زنم كه اين «فعل فاحشه» دارد بر «ايمان بالقوه» برخي افراد مي تازد. نمي خواهم بگويم، فراوانند اين قبيل افراد اما معتقدم حتي يك مورد شرب خمر هم در جامعه ما زياد است، خيلي هم زياد، هرچند آمار آن ها هم كم نيست!
بنده خدايي از اهل نظر مي گفت، در دوران كفر طاغوت، مشروبات الكلي، شناسنامه داشت و كارخانه سازنده مشخص بود و ميزان هوش بري آن نيز هم و روزگار آن شد كه بود و قديمي ترها به ياد دارند اما امروز وقتي فرصت طلباني به «ساخت» اين كالاي «ناساز» در آزمايشگاه هاي زير زميني، غير بهداشتي و سلامت كش مي پردازند و به بازار مصرف عرضه مي كنند، نتيجه اي جز سلامت كشي در بر ندارد. يادمان كه نرفته است چندي پيش در برخي شهرها چه روي داد و چند نفر جان باختند در « قمار شراب». يادمان هم باشد كه باز اين مكاره بازار، قرباني مي گيرد، آن هم از جوانان طبقه پايين، چه برخورداران اگر ميل كنند، توليدات « بلاد فرنگ» را كه به « سرزمين فرهنگي» ما قاچاق مي شود، مصرف مي كنند و كمتر آسيب جسمي مي بينند، هر چند آسيب روحي و معرفتي و عقل فراوان است، اما افراد ديگر، مصرف كننده مشروبي مي شوند كه آن ها را سر ميز قماري سراسر باخت مي نشاند.
پس عقل اگر مانده باشد حكم مي كند براي سلامت جسم خويش هم كه شده است به قانون حرمت بگذارند و براي سلامت جان به حكم شرع مقدس گردن نهند والا سر و كارشان با قانون است كه گردن گردن كشان را مي شكند چه رسد به اين عقل باختگان و تازه اگر از دست قانون بگريزند، آغوش به مرگي ذلت بار يا بيماري هايي سخت مي گشايند.
پس فكري بايد بكنند افراد قبل از آن كه عقل در جاده شراب ببازند.(ص-۹)