جامعه نو

تالاب شادگان و چند نكته
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٦
 
جالب است، انگار اگر قرار است كاري انجام بدهيم و چيزي بسازيم، حتما بايد چيز ديگري را خراب كنيم. مي خواهيم به عنوان مثال اقتصادمان را توسعه دهيم، كارخانه مي زنيم، آن وقت محيط زيست را تخريب مي كنيم.
مي خواهيم جاده و خط آهن و تله كابين و مترو بكشيم، صد منطقه باستاني و ميراث فرهنگي را به خطر مي اندازيم، چهار باغ، بيستون و... نمونه هايي از اين دست است، مي خواهيم برج بسازيم، حريم منظري نقش جهان را هدف مي گيريم، قصه آپادانا و ساخت و سازهاي شبانه روزي هم سرجاي خود و ... خيلي چيزهاي ديگر، حالا هم بخوانيد كه وضعيت بزرگ ترين تالاب ايران و دوازدهمين تالاب بزرگ دنيا، يعني شادگان خوزستان هر روز بحراني تر مي شود، چرا كه آلودگي هاي مختلف، به ويژه ورود ضايعات كارخانه هاي طرح توسعه نيشكر آن را به خطر انداخته و اقدامي جدي هم براي حفاظت از آ ن صورت نگرفته است.
خبر اين ماجرا را هم پريروز، در همين صفحه خوانديد. حالا فكر مي كنيد چه شده است؟ آيا نمي توان برنامه هاي توسعه را به گونه اي مهندسي و مديريت كرد كه به نابودي ثروت تاريخي و زيست محيطي نينجامد؟ دنيا در اين حوزه چه راهي در پيش گرفته است.
لااقل راه هاي كاهش هزينه ها و افزايش فايده ها چيست و باز دنيا چه كرده است؛ يا نكند، اين اوضاع و احوال كه به دست آوردن يكي مساوي با از دست دادن ديگري است، خاص جوامعي است كه توسعه اقتصادي نيافته اند و «پارويي» به پيش مي روند، آن هم با پاروهاي دو طرفه كه با جلو رفتن يك قسمت آن، قسمت ديگر پارو عقب مي رود تا قايق را به جلو ببرد. اما در اين رابطه هيچ چيز جلو نمي رود، هر چند مثلا جاده اي كشيده شود چرا كه بايد ديد، چه چيز را به قيمت چه چيز به دست آورده ايم و «كه را به قتل كه دل شاد كرده ايم»! آن وقت خواهيم فهميد كه خوشحال بايد باشيم يا نه... وقتي داشتم خبرهاي اين حوزه را جست وجو مي كردم به خبري رسيدم كه كريم ثابت رفتار، مدير گروه محيط زيست دانشگاه گيلان، نكات قابل توجهي مطرح كرده بود، بخوانيد:
"در كشورهايي كه به لحاظ توسعه اقتصادي عقب مانده و داراي مشكل اقتصادي هستند، حفاظت از محيط زيست امري فانتزي به شمار مي رود.
"زماني كه وضع اقتصادي اجتماعي آحاد جامعه بهبود نيابد، گوش مردم خريدار حرف هايي همچون حفاظت از محيط زيست نخواهد بود.
"اقتصاد و محيط زيست در دنيا هيچ گونه تقابلي نسبت به هم ندارند و در نهايت در يك راستا واقع شده اند.
"محيط زيست يك فرآيند اجتماعي- اقتصادي است و كشوري كه مردمان آن از مسائل زيست محيطي آگاه باشند، بيش از ديگر كشورها از شانس توسعه برخوردارند.
" پيشرفت و توسعه بايد روندي پايدار داشته باشد و از نتايج آن نه تنها نسل هاي حاضر كه نسل هاي آينده نيز بهره مند شوند.
" توسعه مردم معاصر نبايد به قيمت نابودي و اضمحلال زندگي آيندگاني كه براي دفاع از حقوق خود حضور ندارند، تمام شود.
من هم با اين صاحب نظر دانشگاهي هم عقيده ام و معتقدم ما قبل از هر چيز دچار مشكل ساختاري ذهني هستيم و تا نتوانيم اين مشكل را حل كنيم، هر روز بر مشكلات ما افزوده خواهد شد.اما اگر ذهن توسعه يافته و برنامه هاي دقيق داشته باشيم آن وقت خواهيم توانست توسعه و محيط زيست را به عنوان دو بال براي پرواز به كار گيريم.
در واقع هم امكانات مدرن را به دست آوريم و هم ميراث باستاني و فرهنگي خود را حفظ كنيم. ديگر نكات اين صاحب نظر هم قابل توجه است كه اميدواريم در نظر آيد و نظرها نيز عملي شود...
(ص-۶)