جامعه نو

آن مرد بيمار مرد
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ دی ۱۳۸٦
 
بعضي ها اين مطلب را نخوانند! مرد و راحت شد، ما هم آيا راحت شديم؟ بله مرد؛ همان مرد مريضي كه هزينه درمان نداشت، مرد.
راحت شد او، ما اما، آيا راحت شديم؟ نمي دانم چه بايد بگويم، چه بايد بنويسم، اما همين قدر بدانيد قهرمان قصه اي كه با عنوان «درد بيماري، غم نفت و شب چله» در تاريخ ٢١ آذر در همين صفحه تحرير شده بود،مرد.
حالا ما كمك هايي را كه بايد براي درمانش جمع مي شد، بايد براي كفن و دفنش جمع و هزينه كنيم، براي خانواده اش كه حالا از هميشه نيازمندترند....
نمي دانم اين واژه ها را كسي مي خواند يا نه؛ اما اميدوارم اين واژه ها را فقط كساني بخوانند كه نسبت خود را با امام علي(ع) شناخته باشند، آدم هايي كه تقدير خود را غديري رقم زده باشند و... در يك كلام اهل درد باشند.
دردي كه از هر طرف اگر آن را بنويسي درد است و از هر طرف بخواني باز هم درد. دوست دارم اهل درد اين واژه ها را بخوانند.
اصلا دلم نمي خواهد آن ها كه به جاي دل، نه يك مشت گل، كه سنگ درون سينه دارند، بخوانند اين مطلب را كه كاري هم اگر كنند، جز سنگي بر شيشه نخواهد بود.
پس لطفا اگر مطلب را خوانديد فقط آدرسش را به ياران امام علي(ع) بدهيد و بگوييد در اين سرماي استخوان سوز و طاقت كش، يك خانواده تنها مانده و... بگوييد يك جوان سيد، به دليل فقر نمي تواند زن عقدي اش را به خانه بخت ببرد.
بگوييد يك خانواده ، تنها زيراندازشان يك گليم پاره است در يك زيرزمين اجاره اي كه اگر صاحب خانه جوانمردي نمي كرد بايد الان آواره خيابان ها بودند،بگوييد اگر دل به مولا دارند، نسبت به شيعيانش مهربان باشند، بگوييد مردم به فكر همسايه هاشان باشند بگوييد اصلا دلم نمي خواهد، بعضي ها اين مطلب را بخوانند.
اصلا روي سخن من هم با بعضي ها نيست روي سخن با شمايي است كه درون سينه دلي به وسعت دريا داريد و براي يا علي گفتن مشتاقيد ، پس يا علي...(ص-۹-اجتماعی)