مهربان باشيم با مردان زمستاني
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:
اين روزها كه برف مي بارد و سرما سوز خويش را تا استخوان ها نفوذ مي دهد، اين روزها كه نفس ها هم يخ مي زند و تواني براي دميدن به دست هاي يخ زده را ندارد. اين روزها كه همنشين بخاري و شومينه و شوفاژيم، هستند كساني كه با همه وجود سوز سرما را به جان مي خرند تا سربلند باشيم ما. كساني كه سنگ ما را به سينه مي زنند تا سينه ستبر داريم براي دفاع از كشور. اين روزها، مرزبانان ايران زمين در همه خطوط مرزي، سلامت خويش را وسط مي گذارند تا سلامت من و تو تضمين شود و گاه پاي اين تضمين، ضمانت هاي سرخي هم مي نشيند. اين روزه الله راستي فكر كرده ايم كه سربازان و درجه داران و افسران انتظامي، بر و بچه هاي ارتش و سپاه چه مي كنند در مناطق تحت حفظ خويش؟ راستي يك سرباز در سنگر كمين چگونه سر مي كند اين سرماها را؟ به فكر آن ها باشيم و به فكر آناني كه بيست و چند سال پيش در جبهه، در شب و روز سرد زمستان، گرماي امروز كاشانه ها را تضمين كردند... فراموششان نكنيم. آن ها چيزي نمي خواهند. گاه حتي از يك احترام خالي هم چشم مي پوشند ما اما نبايد بي چشم و رو باشيم. مايي كه آبرو از آنان داريم نبايد فراموششان كنيم. چنان كه مرزبانان امروز را. به آن ها احترام بگذاريم كه حرمت دار ايران و ايراني اند. اصلا به همه آناني كه در اين شب ها و روزهاي سرد وظيفه خطير خدمت رساني به مردم را بر عهده دارند، آناني كه در جاده ها همراه و هميار مردم اند. آناني كه خيابان ها را براي آمد و شد مهيا مي كنند. پليس هاي راهنمايي و رانندگي كه بي هراس از سرما و برف و باران، تمشيت رانندگي و ترافيك را عهده دار شده اند، آناني كه در بيمارستان ها و اورژانس ها، اين روزها، زحمت شان مضاعف مي شود بروبچه هاي شركت گاز و نفت و... كه بايد گرماي خانه ها را چنان تامين كنند كه از سيستان و بلوچستان تا كردستان از مازندران و گلستان تا آذربايجان از استان هاي خراسان تا هرمزگان و تا همه جاي ايران و... هيچ خانه اي سرد نماند. براي اين هم بايد «زمستان كاران» را در خاطر داشته باشيم و با تدبير امور و مصرف بهينه امكانات، عملا به آنان خسته نباشيد بگوييم. .(ص-۹-اجتماعی)