دندان گرگ ها را باید کشید
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: جرم ،هوشیار ،قانون ،مجازات


مجازات باید متناسب با جرم و بازدارنده باشد؛ چنانکه هم مرتکب جرم را واکسینه کند و هم عبرت آموز دیگرانی باشد که در جریان ما وقع قرار می گیرند. از طرف دیگر فوق العادگی مقابله با جرم به هیچ عنوان نباید ساده گرفته شود، چه شاید آن جرم و حتی آن مجرم برای پلیس و قاضی عادی شود به دلیل فراوانی ارتکاب جرم اما بدانیم و بدانند مسئولان، ماجرا برای کسی که مورد تعدی واقع شده است همچنان فوق العادگی خود را از دست نمی دهد و «دزدزده» هیچگاه ماجرا را فراموش نمی کند، آنکه به گروگان گرفته شده است تا عمر دارد، آن صحنه های تلخ را از یاد نمی برد و هرچند عمق فاجعه را نمی توان دریافت «چه به دریارفته می داند مصیبت های توفان را» اما باید تا حدودی دریافت بر او چه رفته است. پس به یاد داشته باشند مسئولان هم که فلسفه وجودی آنان در آن جایگاه احقاق حق است با به رسمیت شناختن فوق العادگی جرم خواست مردم هم اعمال قانون به شکل بازدارنده است نه رفع تکلیف. پذیرفتنی نیست فلان دزد و گروگان گیر و آدم ربا و قاچاقچی و ... راحت بتواند به جامعه بازگردد. البته این ها باید به جامعه بازگردند، منتهی زمانی که اجرای حکم بر آن ها اثر واکسینه داشته باشد، نه این که بازگشت آنان به جامعه همراه با ارتکاب جرم جدید باشد.
نباید اعمال قانون بر آن ها به نحوی باشد که نتیجه ای غیر از تنبه و بازدارندگی و عبرت داشته باشد. نباید آن ها به راحتی دست از «دستبند قانون» رها شوند. چه رهایی اینان، مصداق رهاکردن گرگان و پلنگان تیز دندانی است که همه چیز را به نیش می کشند و ترحم بر اینان معنای «ستم بر جامعه» دارد. پس محکم و قاطع و بازدارنده باید اعمال قانون کرد در برابر کسانی که عمل شان قانون ستیزی است و باید به عدل، داد از این بیدادگران ستاند و این به نفع همه است و به منطق اجتماعی و منطق صواب نیز قرین... و این البته یک سوی ماجراست و سویه دیگر خود مردم هستند که باید با هوشیاری خود اجازه بازشدن دهان گرگان را ندهند یا اگر دهانشان باز شد، قبل از آن که شکار شوند دندان گرگ ها را بکشند و آن ها را شکار کنند. این خود ما هستیم که باید مراقب جان و مال و حرمت خود باشیم چه هوشیاری ما، اجازه بسته شدن نطفه توطئه و جنایت را نمی دهد. پس وقتی گرگ هست، چشم باز باید کرد و دست ها را باید مدام گره کرده داشت حتی برای لحظه ای مبادا به ماشین های ناشناس سوار شد، به ناشناس اطمینان کرد؛ پول زیاد به همراه نباید برد، وجه نقد و جواهرآلات را در منظر دیگران نباید گذاشت. در سفرهای درون شهری و برون شهری خانوادگی، حتما زنان و کودکان اول از خودرویی که راننده اش بیگانه است پیاده شوند و مردان آخرین ها باشند تا نتوانند زنان و کودکان را بربایند و ... خیلی از نکات را رعایت باید کرد تا حتی اگر دامی پهن شده است بتوان از آن رهید، آن هم به سلامت! (ص-۱۳)