چشمان روشن« سیدی علوی»
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: سیدی علوی ،بهجت ،معلم ،عبادی
نمی دانم، سال پار بود یا دو سال گذشته، فرقی هم نمی کند، آن روز مثل امروز قرار بود از عالمی دانشمند به نام حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدی علوی بنویسم و نوشتم با تیتر «مرد، چشم هایش را به ما سپرد» مثل همه عالمان فرهیخته که از آدم ها، انسان می سازند و آن ها را از «دیدن» به رفعت بصیرت رهنمون می شوند و سیدی علوی نیز امروز، چشم بینا کم ندارد، کم نیستند کسانی که دنیا را از نگاه او می بینند و زندگی را با قرائت «علوی»، تلاوت و هر جا می روند هم این قرائت را ترویج می کنند. پس علوی نمرده است، چنان که آواز زنده بودن شهیدی، مدیر شانه چی، علامه آشتیانی، دکتر صانعی، علم الهدی، عبادی، میرزا جواد آقا تهرانی، فلسفی و دیگر بزرگان در رگ زمین و زمان جاری است و تا زمان زنده است و زندگی باقی است، این بزرگان، با بزرگی زنده اند و «سیدی علوی» زندگی مدام دارد، او که در دوران ظلمت طاغوت، معلمی کرد و بذر نور افشاند، هم تفقه کرد و هم دانش روز فرا گرفت و به دیگران آموخت و در سلامت مکتب تربیتی اش همین بس که جوانی برومند پرورش داد تا در قامت یک شهید، شهادت دهنده این مکتب و مدرسه تربیتی باشد و به جز فرزندش نیز ده ها فرزند معنوی اش با شهادت، خطوط روشن این منش را پی گرفتند. استاد علوی و بزرگانی از طایفه آیت الله علم الهدی، آیت ا...شیرازی، آیت ا...عبادی، استاد شانه چی، استاد صانعی و... از آنانی بودند که بی نگاه «دوربین» دور دست ها را می دیدند. بی حضور «میکروفن»، صدایشان را به گوش آنانی که پی جوی حرف حق بودند می رساندند. آن ها زارعان روشنی بودند و روشنایی های کوچه های زندگی، رهین منت آنان و سیدی علوی، این استاد فرزانه، خود تجسمی بود از آنچه می گفت، از آنچه می نوشت. بزرگی که صدق گفتارش را رفتارش تایید می کرد. استاد، نقش خویش را ایفا کرد و با نقاشی انسان های فرهیخته در تابلوی زندگی، چیره دستی خود را نشان داد و اینک ماییم که باید با گرامیداشت یادشان، نگذاریم، «باد» آموزش های آنان را با خود ببرد و گذر زمان، زمین را بر مدار دیگر بچرخاند. ماییم که باید قدردان مفاخر و تکریم عالمان رحلت کرده، پای درس اساتید زنده زانوی تلمذ بر زمین زنیم. ماییم که باید مفاخر گرانقدر کشور را بشناسیم و به عنوان رسانه باز شناسانیم. حیف است در روزگار حیات بزرگانی چون آیت ا...بهجت، چشم ما بسته بماند و با حضور فرزانگانی چونان، جوادی آملی، حسن زاده آملی، فاطمی نیا و... آسمان باورما، بی ستاره باشد. حیف است غربت آنانی را که از جنس خورشید هستند ببینیم و چشمی به تماشا باز نکنیم و از دریا دریا، فیض آنان، جامی برنگیریم. حیف است پایان سیدی علوی را باور کنیم و آموزه هایش که برای آغاز و امتداد زندگی، مثل آب است را از یاد ببریم، حیف است...سالگرد رحلت این استاد فرزانه بهانه ای است تا از بهای علوی ها و دیگر دانشمندان بگوییم و از بهاء و نوری که انسانیت را در جان و در کام کردند و قرار بگذاریم با خود که خویش را براساس آموزه های آنان بپروریم و هر کدام یک سیدی علوی شویم، یک دکتر شهیدی و آن وقت جهان زیباترین فصل حیات خود را تجربه خواهد کرد و زندگی به معنای مومنانه، شکل خواهد یافت و ما، هر کداممان در اندازه خود مظهر شئون خداوند خواهیم شد. پس فرصت اینگونه شدن را قدر بدانیم، آموزه های علوی را باز بخوانیم، از محضر خورشیدهای زنده نور بنوشیم و به علم و عالم حرمت بگذاریم. (ص-۱۲--۸/۱۲/۸۶)