مسافران روشنی
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: جهان آرا ،فهمیده ،صدامیان ،نوروز
لم برای شما تنگ می شود. برای شمایانی که از شلمچه، مشهدی به فراوانی شهیدانش ساختید. برای شمایانی که جزایر مجنون را مجنون لیلای باورتان کردید و از هور تا قصور بهشتی را یک نفس بال زدید. دلم برای شما شهیدان تنگ می شود که در خرمشهر، خون خدا را، ثار الله را حسین را با همه جان یاری کردید و از خرمشهر به خون مطهر شده، شهری آسمانی ساختید.
دلم برای شما تنگ می شود که آبادان را، مثل کوهی بلند و دست نیافتنی در چشم دشمن کاشتید و اجازه ورود گام های ناپاکشان را به این خاک مقدس ندادید.
دلم برای محمد جهان آرا، عبدالرضا موسوی، علی هاشمی، بهروز مرادی، حسین فهمیده، بهنام محمدی و... تنگ می شود.
برای آنانی که حماسه را معنایی نو شدند و نو را مفهومی نوتر تا اینک نوروز را در شهادت گاه آنان نو کنیم و چه نو می شویم ما پس از تنفس در هوای شهیدان. چه به قرار می آییم در بی قراری زیارت شهیدان...
دلم برای دریاقلی، آن جوانمرد گمنام آبادانی تنگ می شود که نجیبانه همه توانش را به پاهایش داد و رکاب زنان خبر هجوم صدامیان عراقی را به دلاوران ایرانی رساند، تا نگذارند، آبادان به اسارت رود. دلم برای کوی ذوالفقاریه تنگ می شود.
دلم برای اروند پرخروش وغواص های نجیبش تنگ می شود. برای آنانی که همه نقشه های دشمن را به آب غیرت شستند و با شهادت به آسمان رفتند. دلم برای حسینیه، بستان، پادگان حمید و... تنگ می شود. شمایانی که عشق تقدیرتان را بر این سفر نورانی قرار داده است. سلام ما جاماندگان را هم به شهدا برسانید و بر آن خاک به نیابت از ما سجده بگذارید.


(ص-۱۱)